vacancy

[ایالات متحده]/ˈveɪkənsi/
[بریتانیا]/ˈveɪkənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق یا موقعیت خالی؛ یک حالت از خالی بودن یا بدون اشغال؛ یک احساس از بی‌مشغله بودن یا غفلت.
Word Forms
جمعvacancies

عبارات و ترکیب‌ها

vacancy rate

نرخ خلاء

job vacancy

خلاء شغلی

fill a vacancy

پر کردن یک موقعیت خالی

no vacancy

خلاء وجود ندارد

جملات نمونه

There is a vacancy for a receptionist at the hotel.

در هتل یک موقعیت شغلی برای پذیرش‌دار است.

The company is looking to fill the vacancy in the marketing department.

شرکت به دنبال پر کردن موقعیت شغلی در بخش بازاریابی است.

She applied for the vacancy as a graphic designer.

او برای موقعیت شغلی طراح گرافیک درخواست داد.

The vacancy for a software developer has been open for a month.

موقعیت شغلی توسعه‌دهنده نرم‌افزار یک ماه است که باز است.

He was offered the job to fill the vacancy left by his colleague.

او برای پر کردن موقعیت شغلی که همکارش ترک کرده بود، پیشنهاد شغلی دریافت کرد.

The sudden vacancy in the team caused chaos in the office.

خالی ناگهانی در تیم باعث هرج و مرج در دفتر شد.

The announcement of the vacancy attracted many qualified candidates.

اعلامیه موقعیت شغلی بسیاری از نامزدان واجد شرایط را جذب کرد.

The HR department is responsible for managing job vacancies within the company.

بخش منابع انسانی مسئول مدیریت موقعیت‌های شغلی خالی در شرکت است.

The vacancy rate in the city has been steadily increasing.

نرخ خالی بودن در شهر به طور مداوم در حال افزایش است.

She was thrilled to hear she got the job after the vacancy was filled.

او از شنیدن اینکه پس از پر شدن موقعیت شغلی، شغل را بدست آورده بود، بسیار هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید