vaccinations

[ایالات متحده]/ˌvæk.sɪˈneɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌvæk.sɪˈneɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل واکسیناسیون یا واکسینه شدن؛ شکل جمع واکسیناسیون

عبارات و ترکیب‌ها

mandatory vaccinations

واکسیناسیون اجباری

childhood vaccinations

واکسیناسیون دوران کودکی

vaccinations required

واکسیناسیون مورد نیاز

annual vaccinations

واکسیناسیون سالانه

vaccinations schedule

برنامه واکسیناسیون

travel vaccinations

واکسیناسیون سفر

vaccinations update

به روز رسانی واکسیناسیون

free vaccinations

واکسیناسیون رایگان

vaccinations clinic

کلینیک واکسیناسیون

vaccinations awareness

آگاهی از واکسیناسیون

جملات نمونه

vaccinations are essential for preventing diseases.

واکسیناسیون برای پیشگیری از بیماری‌ها ضروری است.

many countries require vaccinations for travelers.

بسیاری از کشورها از مسافران می‌خواهند که واکسینه شوند.

vaccinations help protect vulnerable populations.

واکسیناسیون به محافظت از جمعیت‌های آسیب‌پذیر کمک می‌کند.

it's important to keep vaccination records updated.

حفظ سوابق واکسیناسیون به‌روز بسیار مهم است.

vaccinations can lead to herd immunity in communities.

واکسیناسیون می‌تواند منجر به ایمنی جمعی در جوامع شود.

health officials recommend timely vaccinations for children.

مسئولان بهداشت واکسیناسیون به موقع برای کودکان توصیه می‌کنند.

vaccinations are a key component of public health policy.

واکسیناسیون یک جزء کلیدی از سیاست‌های بهداشت عمومی است.

many diseases can be eradicated through vaccinations.

بسیاری از بیماری‌ها می‌توانند از طریق واکسیناسیون ریشه‌کنی شوند.

vaccinations have significantly reduced the incidence of diseases.

واکسیناسیون بروز بیماری‌ها را به طور قابل توجهی کاهش داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید