vacillation

[ایالات متحده]/ˌvæsi'leiʃən/
[بریتانیا]/ˌvæsɪˈleʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تردید; عدم قطعیت; نوسان.
Word Forms

جملات نمونه

to oppose all vacillation and compromise

برای مخالفت با هرگونه دودلی و مصالحه

His constant vacillation made him an unfit administrator.

تزلزل مداوم او باعث شد که یک مدیر نامناسب باشد.

She couldn't make a decision due to her vacillation.

او به دلیل دودلی خود نتوانست تصمیمی بگیرد.

His vacillation between two options is causing delays.

دودلی او بین دو گزینه باعث ایجاد تاخیر شده است.

The vacillation in his speech showed his uncertainty.

دودلی در سخنان او نشان دهنده عدم اطمینان او بود.

Her vacillation on the matter made it difficult to move forward.

دودلی او در این مورد باعث شد که پیشرفت دشوار شود.

Vacillation can sometimes be a sign of inner conflict.

دودلی گاهی اوقات می تواند نشانه ای از تضاد درونی باشد.

The team's vacillation on the strategy led to missed opportunities.

دودلی تیم در مورد استراتژی منجر به از دست دادن فرصت ها شد.

His vacillation between work and travel is causing stress.

دودلی او بین کار و سفر باعث ایجاد استرس شده است.

The vacillation in her emotions was evident in her expressions.

دودلی در احساسات او در چهره اش آشکار بود.

Vacillation can hinder progress and decision-making.

دودلی می تواند پیشرفت و تصمیم گیری را مختل کند.

Their vacillation on the project timeline is affecting the team's morale.

دودلی آنها در مورد جدول زمانی پروژه بر روحیه تیم تأثیر می گذارد.

نمونه‌های واقعی

There is vacillation in his k's and self-esteem in his capitals.

در تصمیم‌گیری‌های او مرددیت وجود دارد و اعتماد به نفس در سرمایه‌گذاری‌هایش.

منبع: The Sign of the Four

But Trump has remained determined to carry out his trade agenda, in contrast to his vacillations on other issues.

اما ترامپ مصمم به اجرای دستور کار تجاری خود باقی مانده است، در تضاد با مرددیت او در سایر مسائل.

منبع: Time

You might think that the government's vacillations are ancient history or that doing the right thing is more important than saying it.

شاید فکر کنید که مرددیت‌های دولت تاریخ باستانی است یا انجام کار درست مهمتر از گفتن آن است.

منبع: The Economist (Summary)

And I think that's some of what he'd seen this week and the vacillations on immigration are all over the place.

و من فکر می‌کنم که بخشی از آنچه این هفته دیده است این است و مرددیت در مورد مهاجرت در همه جا وجود دارد.

منبع: NPR News August 2016 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید