vagueness

[ایالات متحده]/ˈveɪɡnəs/
[بریتانیا]/ˈveɪɡnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابهام، عدم وضوح.
Word Forms

جملات نمونه

The instructions were full of vagueness, making it hard to follow.

دستورالعمل‌ها پر از ابهام بودند و پیروی از آن‌ها را دشوار می‌کرد.

She couldn't stand the vagueness of his answers.

او نمی‌توانست ابهام در پاسخ‌های او را تحمل کند.

The contract was written with intentional vagueness to allow for flexibility.

قرارداد با ابهام عمدی نوشته شده بود تا امکان انعطاف‌پذیری وجود داشته باشد.

The vagueness of the map led us to get lost in the forest.

ابهام در نقشه باعث شد در جنگل گم شویم.

His speech was filled with vagueness, leaving the audience confused.

سخنرانی او پر از ابهام بود و باعث سردرگمی مخاطبان شد.

The vagueness of her intentions made it hard to trust her.

ابهام در نیات او باعث شد به او اعتماد کردن سخت باشد.

The policy was criticized for its vagueness, as it left too much room for interpretation.

این سیاست به دلیل ابهام مورد انتقاد قرار گرفت، زیرا فضای زیادی برای تفسیر وجود داشت.

He was frustrated by the vagueness of the project guidelines.

او از ابهام در دستورالعمل‌های پروژه ناامید شده بود.

The vagueness of the law led to confusion among the citizens.

ابهام در قانون باعث سردرگمی در بین شهروندان شد.

The teacher asked for clarity in the students' responses, as the vagueness was causing misunderstandings.

معلم از دانشجویان خواست تا در پاسخ‌های خود شفافیت داشته باشند، زیرا ابهام باعث سوء تفاهم می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید