vainness

[ایالات متحده]/ˈveɪn.nəs/
[بریتانیا]/ˈveɪn.nəs/

ترجمه

n. کیفیت بی‌فایده یا بی‌ثمر بودن؛ خودبزرگ‌بینی بیش از حد در خود

عبارات و ترکیب‌ها

vainness of beauty

زیبایی‌طلبی

in vainness

در فریبندگی

vainness of pride

غرورطلبی

the vainness prevails

فریبندگی غالب است

vainness in love

فریبندگی در عشق

reflecting vainness

بازتابندگی فریبندگی

chasing vainness

تعقیب فریبندگی

embracing vainness

پذیرش فریبندگی

defeating vainness

غلبه بر فریبندگی

جملات نمونه

his vainness often leads to misunderstandings with his friends.

خودخواهی او اغلب منجر به سوء تفاهم با دوستانش می شود.

she realized that her vainness was affecting her relationships.

او متوجه شد که خودخواهی او بر روابطش تأثیر می گذارد.

vainness can be a barrier to personal growth.

خودخواهی می تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.

his vainness was evident in the way he bragged about his achievements.

خودخواهی او در نحوه صحبت کردن در مورد دستاوردهای خود آشکار بود.

she tried to hide her vainness, but it showed in her behavior.

او سعی کرد خودخواهی خود را پنهان کند، اما در رفتارش نمایان بود.

vainness often leads to a lack of genuine connections.

خودخواهی اغلب منجر به فقدان ارتباطات واقعی می شود.

the vainness of the celebrity was widely criticized.

خودخواهی سلبریتی به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.

he was blinded by his vainness and failed to see the truth.

او کورکورانه به خاطر خودخواهی خود حقیقت را ندید.

her vainness made it difficult for her to accept criticism.

خودخواهی او باعث می شد که برایش سخت باشد انتقاد را بپذیرد.

they warned him that his vainness could lead to isolation.

آنها به او هشدار دادند که خودخواهی او می تواند منجر به انزوا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید