valediction

[ایالات متحده]/ˌvælɪˈdɪkʃən/
[بریتانیا]/ˌvælɪˈdɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خداحافظی یا وداع؛ عمل خداحافظی گفتن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

formal valediction

وداع رسمی

valediction speech

سخنرانی خداحافظی

brief valediction

وداع مختصر

heartfelt valediction

وداع صمیمانه

valediction message

پیام خداحافظی

poetic valediction

وداع شاعرانه

valediction note

یادداشت خداحافظی

valediction ceremony

مراسم خداحافظی

emotional valediction

وداع احساسی

valediction letter

نامه خداحافظی

جملات نمونه

his valediction was heartfelt and sincere.

وداع او صادقانه و صمیمانه بود.

she wrote a touching valediction to her friends.

او نامه وداع دلنشینی برای دوستانش نوشت.

the valediction at the graduation ceremony was inspiring.

وداع در مراسم فارغ التحصیلی الهام بخش بود.

his speech ended with a moving valediction.

سخنرانی او با وداع تاثیرگذاری به پایان رسید.

they exchanged valedictions before parting ways.

آنها قبل از جدا شدن با هم وداع کردند.

the valediction marked the end of an era.

وداع نشان دهنده پایان یک دوره بود.

in her valediction, she expressed gratitude to her teachers.

در وداع خود، او از معلمانش قدردانی کرد.

his valediction was filled with memories of their time together.

وداع او پر از خاطراتی از زمانی بود که با هم گذراندند.

the valediction was a bittersweet moment for everyone.

وداع لحظه ای شیرین و تلخ برای همه بود.

writing a valediction can be a therapeutic process.

نوشتن وداع می تواند یک فرآیند درمانی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید