vandalists

[ایالات متحده]/ˈvændəlɪsts/
[بریتانیا]/ˈvændəlɪsts/

ترجمه

n. افرادی که عمداً به اموال آسیب می‌رسانند یا آنها را تخریب می‌کنند
n. (شبکه) خرابکاران؛ تخریب‌کنندگان (در متن آنلاین/شبکه)

عبارات و ترکیب‌ها

vandalists arrested

دستگیر شدن خرابکاران

caught vandalists

خرابکاران دستگیر شده

known vandalists

خرابکاران شناخته شده

vandalists strike

حمله خرابکاران

vandalists vandalizing

خرابکارانی که خرابکاری می‌کنند

vandalists vandalized

خرابکاری که خرابکاری شده است

vandalists remain

خرابکاران باقی می‌مانند

جملات نمونه

the police arrested the vandalists after they sprayed graffiti on the bridge.

پلیس پس از نقاشی کشیدن روی پل، خرابکاران را دستگیر کرد.

security cameras captured the vandalists breaking streetlights near the station.

دوربین‌های امنیتی ضبط کردند که خرابکاران در نزدیکی ایستگاه چراغ‌های خیابان را می‌شکنند.

local residents reported the vandalists to the council for damaging public benches.

ساکنان محلی خرابکاران را به دلیل آسیب رساندن به نیمکت‌های عمومی به شورا گزارش کردند.

the museum increased patrols to deter vandalists from defacing the entrance.

موزه برای جلوگیری از خرابکاری در ورودی، گشت‌های بیشتری را افزایش داد.

volunteers cleaned up the mess left by vandalists in the playground.

داوطلبان آشفتگی‌ای که خرابکاران در زمین بازی به جا گذاشته بودند را پاک کردند.

the shop owner installed metal shutters to protect the windows from vandalists.

صاحب مغازه برای محافظت از ویترین‌ها در برابر خرابکاران، حفاظ فلزی نصب کرد.

city officials promised harsher penalties for vandalists who destroy park signs.

مقامات شهری قول دادند که برای خرابکارانی که علائم پارک را تخریب می‌کنند، مجازات‌های سخت‌گیرانه‌تری اعمال شود.

neighbors organized a watch group to keep vandalists away from the community center.

همسایه‌ها یک گروه مراقبت سازماندهی کردند تا خرابکاران را از مرکز جامعه دور نگه دارند.

the school repaired the lockers after vandalists carved initials into the doors.

مدرسه قفل‌ها را پس از اینکه خرابکاران حروف اول نام خود را روی درها حک کردند، تعمیر کرد.

investigators traced the vandalists through fingerprints on the damaged gate.

محققان خرابکاران را از طریق اثر انگشت روی دروازه آسیب‌دیده ردیابی کردند.

the railway replaced cracked screens and warned vandalists of prosecution.

راه‌آهن صفحه‌های ترک‌خورده را تعویض کرد و خرابکاران را از پیگرد قانونی آگاه کرد.

residents demanded quicker repairs after vandalists shattered the bus shelter glass.

ساکنان خواستند که پس از شکستن شیشه پناهگاه اتوبوس توسط خرابکاران، تعمیرات سریع‌تر انجام شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید