vapid

[ایالات متحده]/ˈvæpɪd/
[بریتانیا]/ˈvæpɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد نشاط; کسل کننده; خسته کننده

جملات نمونه

tuneful but vapid musical comedies.

کمدی‌های موزیکال دلنشین اما بی‌محتوا.

a bunch of vapid schoolgirls

یک دسته دختران مدرسه بی‌محتوا

gave a vapid and unmeaning response to a difficult query.

پاسخی بی‌معنی و پوچ به یک پرسش دشوار داد.

Unfortunately for its reputation, there are many other Italian Pinot Grigio makers that overcrop and harvest early to produce crisp, but vapid wines.

متاسفانه برای شهرت آن، بسیاری از سازندگان دیگر پینو گر Jigio ایتالیایی وجود دارند که بیش از حد محصول برداشت می کنند و زود برداشت می کنند تا شراب های ترد اما پوچ تولید کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید