vascularising

[ایالات متحده]/ˈvæskjələraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvæskjələraɪzɪŋ/

ترجمه

v. حالت شبه فاعلی کلمه vascularise/vascularize؛ فرایند ایجاد یا شدن با واسکولار؛ تامین با رگ‌های خونی

عبارات و ترکیب‌ها

is vascularising

در حال عروقی شدن است

vascularising process

فرآیند عروقی شدن

vascularising agent

عوامل عروقی شدن

began vascularising

شروع به عروقی شدن کرد

vascularising tumour

تومور عروقی شدن

جملات نمونه

surgeons are vascularising the tissue graft to ensure successful integration.

جراحان باعث عروقی شدن بافت کاشته شده می‌شوند تا ادغام موفقیت‌آمیزی رخ دهد.

researchers are developing new methods for vascularising artificial organs.

پژوهشگران روش‌های جدیدی را برای عروقی شدن اندام‌های مصنوعی توسعه می‌دهند.

the process of vascularising wound beds significantly promotes healing.

فرآیند عروقی شدن پایه زخم به طور قابل توجهی به بهبودی کمک می‌کند.

new techniques for vascularising diabetic ulcers show promising results.

روش‌های جدید برای عروقی شدن زخم‌های دیابتی نتایج وعده‌آورنده‌ای نشان می‌دهند.

vascularising engineered tissues remains a significant challenge in tissue engineering.

عروقی شدن بافت‌های مهندسی‌شده هنوز یک چالش مهم در مهندسی بافت محسوب می‌شود.

the team developed a biomaterial scaffold for vascularising cardiac tissue.

تیم یک پایه‌ی مواد زیستی برای عروقی شدن بافت قلبی توسعه داد.

vascularising tumor models helps researchers study cancer progression effectively.

عروقی شدن مدل‌های تومور به پژوهشگران کمک می‌کند تا پیشرفت سرطان را به طور مؤثر مطالعه کنند.

3d bioprinting technology enables precise vascularising of complex tissue constructs.

فناوری چاپ بیو ۳D امکان عروقی شدن دقیق ساختارهای بافتی پیچیده را فراهم می‌کند.

the pharmaceutical company is vascularising its advanced drug delivery systems.

شرکت دارویی عروقی شدن سیستم‌های پیشرفته تحویل داروی خود را انجام می‌دهد.

vegf plays a crucial role in vascularising developing embryonic tissues.

VEGF در عروقی شدن بافت‌های جنینی در حال توسعه نقش حیاتی دارد.

scientists are exploring angiogenic factors for vascularising bone grafts.

دانشمندان عوامل angiogenic را برای عروقی شدن کاشت‌های استخوانی مورد بررسی قرار می‌دهند.

the experimental protocol includes specific steps for vascularising cell-laden hydrogels.

پروتکل آزمایشی گام‌های خاصی را برای عروقی شدن هیدروژل‌های حامل سلول‌ها شامل می‌شود.

doctors are vascularising ischemic tissue to restore proper blood flow.

پزشکان با عروقی شدن بافت‌های ایسکمیک به بازگرداندن جریان خون مناسب کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید