vegetal

[ایالات متحده]/ˈvɛdʒɪtəl/
[بریتانیا]/ˈvɛdʒɪtəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با گیاهان; شبیه گیاه; مربوط به رشد یا تغذیه
n. یک گیاه; یک سبزی

عبارات و ترکیب‌ها

vegetal matter

مواد گیاهی

vegetal oil

روغن گیاهی

vegetal protein

پروتئین گیاهی

vegetal extract

عصاره گیاهی

vegetal cells

سلول‌های گیاهی

vegetal fibers

الیاف گیاهی

vegetal life

حیات گیاهی

vegetal growth

رشد گیاهی

vegetal tissue

بافت گیاهی

vegetal kingdom

پادشاهی گیاهان

جملات نمونه

vegetal life is essential for a healthy ecosystem.

زندگی گیاهی برای یک اکوسیستم سالم ضروری است.

many cultures use vegetal ingredients in their traditional dishes.

فرهنگ‌های بسیاری از مواد گیاهی در غذاهای سنتی خود استفاده می‌کنند.

the vegetal kingdom includes a wide variety of species.

پادشاهی گیاهان شامل انواع گسترده‌ای از گونه‌ها است.

she prefers to eat a vegetal diet for health reasons.

او به دلایل سلامتی ترجیح می‌دهد یک رژیم غذایی گیاهی داشته باشد.

vegetal fibers are used in making textiles.

الیاف گیاهی در تولید منسوجات استفاده می‌شوند.

he studies vegetal biology in university.

او زیست‌شناسی گیاهی را در دانشگاه مطالعه می‌کند.

vegetal oils are often used in cooking.

روغن‌های گیاهی اغلب در آشپزی استفاده می‌شوند.

the garden is filled with diverse vegetal species.

باغ پر از گونه‌های گیاهی متنوع است.

they are researching vegetal medicine for new treatments.

آنها داروی گیاهی را برای درمان‌های جدید مورد تحقیق قرار می‌دهند.

vegetal growth is crucial for combating climate change.

رشد گیاهی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید