venerating

[ایالات متحده]/ˈvɛnəreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɛnəreɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن احترام عمیق یا ارادت به کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

venerating ancestors

احترام سلف

venerating traditions

احترام سنت‌ها

venerating leaders

احترام رهبران

venerating nature

احترام طبیعت

venerating history

احترام تاریخ

venerating elders

احترام بزرگان

venerating deities

احترام خدایان

venerating culture

احترام فرهنگ

venerating heroes

احترام قهرمانان

venerating art

احترام هنر

جملات نمونه

venerating our ancestors is an important tradition.

تکریم اجداد ما یک سنت مهم است.

they are venerating the great leaders of the past.

آنها در حال احترام به رهبران بزرگ گذشته هستند.

venerating nature is essential for environmental conservation.

احترام به طبیعت برای حفظ محیط زیست ضروری است.

she spends her time venerating the art of the masters.

او وقت خود را صرف احترام به هنر استادان می‌کند.

venerating cultural heritage helps preserve our identity.

احترام به میراث فرهنگی به حفظ هویت ما کمک می‌کند.

many people are venerating the teachings of ancient philosophers.

بسیاری از مردم به آموزش فلاسفه باستان احترام می‌گذارند.

venerating the sacred texts is a common practice in many religions.

احترام به متون مقدس یک عمل رایج در بسیاری از ادیان است.

he believes in venerating the wisdom of the elders.

او به احترام به خرد بزرگترها اعتقاد دارد.

venerating the memory of heroes inspires future generations.

احترام به یادبود قهرمانان الهام بخش نسل‌های آینده است.

communities come together, venerating their shared history.

جامعه‌ها گرد هم می‌آیند و به تاریخ مشترک خود احترام می‌گذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید