reverencing

[ایالات متحده]/ˈrɛvərənsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛvərənsɪŋ/

ترجمه

v. نشان دادن احترام یا تحسین عمیق؛ برای افتخار یا پرستش

عبارات و ترکیب‌ها

reverencing nature

احترام طبیعت

reverencing traditions

احترام سنت‌ها

reverencing life

احترام به زندگی

reverencing elders

احترام به بزرگان

reverencing culture

احترام به فرهنگ

reverencing history

احترام به تاریخ

reverencing wisdom

احترام به خرد

reverencing beliefs

احترام به باورها

reverencing art

احترام به هنر

reverencing community

احترام به اجتماع

جملات نمونه

reverencing nature is essential for environmental conservation.

احترام طبیعت برای حفظ محیط زیست ضروری است.

she is reverencing her ancestors during the festival.

او در طول جشنواره به اجداد خود احترام می گذارد.

the community is reverencing their traditions.

جامعه به سنت های خود احترام می گذارد.

reverencing the past helps us understand the present.

احترام به گذشته به ما کمک می کند تا زمان حال را درک کنیم.

he spoke about reverencing the teachings of great leaders.

او در مورد احترام به آموزه‌های رهبران بزرگ صحبت کرد.

reverencing diversity enriches our society.

احترام به تنوع، جامعه ما را غنی می کند.

the ceremony involved reverencing the sacred texts.

در آیین، متون مقدس مورد احترام قرار گرفتند.

reverencing one's culture is vital for identity.

احترام به فرهنگ خود برای هویت حیاتی است.

they are reverencing the heroes of their history.

آنها قهرمانان تاریخ خود را مورد احترام قرار می دهند.

reverencing the elderly is a part of our values.

احترام به سالمندان بخشی از ارزش های ما است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید