spew venomously
حمله با کینهنمایی
speak venomously
سخنرانی با کینهنمایی
glare venomously
نگاه کردن با کینهنمایی
write venomously
نوشتن با کینهنمایی
act venomously
با کینهنمایی عمل کردن
"If I see you here again,I'll kill you"He spat the words out venomously.
«اگر دوباره اینجا ببینیات، تو را میکشم.» او این کلمات را با نفرت بیرون انداخت.
She spoke venomously about her ex-husband.
او با لحنی زهرآگین درباره همسر سابقش صحبت کرد.
The politician venomously attacked his opponent during the debate.
سیاستمدار در طول مناظره به شدت و با لحنی زهرآگین به حریف خود حمله کرد.
The snake hissed venomously before striking.
مار قبل از حمله با لحنی زهرآگین هیس کرد.
The gossip spread venomously throughout the office.
شایعات به شدت و با لحنی زهرآگین در سراسر دفتر پخش شد.
She glared at him venomously, her eyes full of hatred.
او با لحنی زهرآگین به او خیره شد، چشمانش پر از نفرت بود.
His words were dripping venomously with sarcasm.
کلماتش با لحنی زهرآگین و طعنه آمیز آکنده بود.
The online comments were filled with venomously hateful remarks.
نظرات آنلاین پر از اظهارات زهرآگین و نفرت انگیز بود.
The critic venomously tore apart the new movie in his review.
منتقد به شدت و با لحنی زهرآگین فیلم جدید را در نقد خود درید.
She smiled venomously, knowing she had won the argument.
او با لحنی زهرآگین لبخند زد، زیرا می دانست که بحث را برده است.
The rivalry between the two teams was venomously intense.
رقابت بین دو تیم به شدت و با لحنی زهرآگین شدید بود.
spew venomously
حمله با کینهنمایی
speak venomously
سخنرانی با کینهنمایی
glare venomously
نگاه کردن با کینهنمایی
write venomously
نوشتن با کینهنمایی
act venomously
با کینهنمایی عمل کردن
"If I see you here again,I'll kill you"He spat the words out venomously.
«اگر دوباره اینجا ببینیات، تو را میکشم.» او این کلمات را با نفرت بیرون انداخت.
She spoke venomously about her ex-husband.
او با لحنی زهرآگین درباره همسر سابقش صحبت کرد.
The politician venomously attacked his opponent during the debate.
سیاستمدار در طول مناظره به شدت و با لحنی زهرآگین به حریف خود حمله کرد.
The snake hissed venomously before striking.
مار قبل از حمله با لحنی زهرآگین هیس کرد.
The gossip spread venomously throughout the office.
شایعات به شدت و با لحنی زهرآگین در سراسر دفتر پخش شد.
She glared at him venomously, her eyes full of hatred.
او با لحنی زهرآگین به او خیره شد، چشمانش پر از نفرت بود.
His words were dripping venomously with sarcasm.
کلماتش با لحنی زهرآگین و طعنه آمیز آکنده بود.
The online comments were filled with venomously hateful remarks.
نظرات آنلاین پر از اظهارات زهرآگین و نفرت انگیز بود.
The critic venomously tore apart the new movie in his review.
منتقد به شدت و با لحنی زهرآگین فیلم جدید را در نقد خود درید.
She smiled venomously, knowing she had won the argument.
او با لحنی زهرآگین لبخند زد، زیرا می دانست که بحث را برده است.
The rivalry between the two teams was venomously intense.
رقابت بین دو تیم به شدت و با لحنی زهرآگین شدید بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید