ventilatory

[ایالات متحده]/ˈvɛntɪləˌtɔːri/
[بریتانیا]/ˈvɛntɪˌleɪtɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل حرکت هوا

عبارات و ترکیب‌ها

ventilatory support

حمایت تنفسی

ventilatory rate

نرخ تهویه

ventilatory function

عملکرد تنفسی

ventilatory capacity

ظرفیت تنفسی

ventilatory failure

نارسایی تنفسی

ventilatory mechanics

مکانیک تنفسی

ventilatory effort

تلاش تنفسی

ventilatory strategy

استراتژی تنفسی

ventilatory response

پاسخ تنفسی

ventilatory drive

تحریک تنفسی

جملات نمونه

the ventilatory function of the lungs is crucial for breathing.

عمل تنفسی ریه‌ها برای تنفس بسیار مهم است.

patients with respiratory issues often require ventilatory support.

بیماران مبتلا به مشکلات تنفسی اغلب به حمایت تنفسی نیاز دارند.

the ventilatory rate can indicate the state of a patient's health.

نرخ تنفسی می‌تواند نشان‌دهنده وضعیت سلامتی بیمار باشد.

proper ventilatory management is essential in critical care.

مدیریت مناسب تنفسی در مراقبت‌های ویژه ضروری است.

ventilatory mechanics are studied to improve respiratory therapies.

مکانیک‌های تنفسی برای بهبود درمان‌های تنفسی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

ventilatory strategies can vary depending on the patient's condition.

استراتژی‌های تنفسی می‌توانند بسته به وضعیت بیمار متفاوت باشند.

monitoring ventilatory parameters is vital during surgery.

نظارت بر پارامترهای تنفسی در طول جراحی حیاتی است.

inhalation and exhalation are part of the ventilatory process.

دم و بازدم بخشی از فرآیند تنفسی هستند.

ventilatory support can significantly improve patient outcomes.

حمایت تنفسی می‌تواند به طور قابل توجهی نتایج بیمار را بهبود بخشد.

understanding ventilatory patterns helps in diagnosing respiratory diseases.

درک الگوهای تنفسی به تشخیص بیماری‌های تنفسی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید