vest

[ایالات متحده]/vest/
[بریتانیا]/vest/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشاک بدون آستین، که معمولاً بر روی یک پیراهن پوشیده می‌شود و اغلب با یک شماره چاپ شده بر روی آن، مانند آنچه ورزشکاران می‌پوشند.
Word Forms
زمان گذشتهvested
صفت یا فعل حال استمراریvesting
شکل سوم شخص مفردvests
قسمت سوم فعلvested
جمعvests

عبارات و ترکیب‌ها

bulletproof vest

جلیقه ضد گلوله

sweater vest

جلیقه بافتنی

vest in

جلیقه در

bullet-proof vest

جلیقه ضد گلوله

جملات نمونه

He wore a woollen vest beneath his shirt.

او یک جلیقه پشمی زیر پیراهنش پوشیده بود.

the carve-up of the brewing industry by vested interests.

تقسیم صنعت آبجوسازی توسط ذینفعان.

executive power is vested in the President.

قدرت اجرایی در اختیار رئیس جمهور قرار دارد.

the socialists came to be vested with the power of legislation.

سوسیالیست‌ها به قدرت قانون‌گذاری مجهز شدند.

the bankrupt's property vests in his trustee.

مالیبت ورشکسته به امین او منتقل می‌شود.

the Speaker vested him with a rich purple robe.

سخنرانی او را با یک ردای بنفش غنی پوشاند.

a series of popular vest-pocket dictionaries.

مجموعه‌ای از دایره‌المعارف‌های کوچک و محبوب.

the problem is that the authorities are a vested interest.

مشکل این است که مقامات ذینفع هستند.

Congress is vested with the power to declare war.

کنگره با حق اعلام جنگ صاحب اختیار است.

a thick, down vest; a bulletproof vest.

یک جلیقه ضخیم پشمی؛ یک جلیقه ضد گلوله.

vested his estate in his daughter.

اموالش را به دخترش واگذار کرد.

She was dressed only in a vest and underpants.

او فقط یک جلیقه و لباس زیر پوشیده بود.

You'd better wear a vest under a coat.

بهتر است زیر پالتو یک جلیقه بپوشید.

vested interests will fight to the death to protect their rice bowl.

منافع ذینفع تا پای مرگ برای محافظت از کاسه برنج خود مبارزه خواهند کرد.

they have a vested interest in maintaining the status quo.

آنها منافع ذینفع در حفظ وضعیت موجود دارند.

banks have a vested interest in the growth of their customers.

بانک‌ها منافع ذینفع در رشد مشتریان خود دارند.

نمونه‌های واقعی

He likes to wear a vest under his jacket.

او دوست دارد یک جلیقه زیر ژاکتش بپوشد.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

The hijacker claimed to be wearing a suicide vest.

خاخا ادعا کرد که یک جلیقه انتحاری به تن دارد.

منبع: NPR News March 2016 Collection

Here look, a vest, made in Indonesia.

ببینید، یک جلیقه، ساخت اندونزی.

منبع: Environment and Science

Open his vest, And give him air.

جلیقه‌اش را باز کنید و به او نفس دهید.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

Theper formers approach clothes racks and start putting on safety vests and masks.

هنرمندان به ردیف لباس‌ها نزدیک می‌شوند و شروع به پوشیدن جلیقه‌های ایمنی و ماسک می‌کنند.

منبع: Scientific World

He can summon help with a medical alert vest.

او می‌تواند با یک جلیقه هشدار پزشکی از کمک استفاده کند.

منبع: CNN Selected June 2016 Collection

You have your vest on, officer?

شما جلیقه‌تان را پوشیده‌اید، افسر؟

منبع: Person of Interest

And you certainly don't have to wear a racing vest.

و البته نیازی به پوشیدن جلیقه مسابقاتی ندارید.

منبع: BBC Authentic English

He could be wearing a bomb vest.

ممکن است او یک جلیقه انفجاری به تن داشته باشد.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

French television showed yellow vests watching the president on small TVs.

تلویزیون فرانسه نشان داد که جلیقه‌های زرد رئیس جمهور را روی تلویزیون‌های کوچک تماشا می‌کنند.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید