viably growing
در حال رشد امکان پذیر
viably supported
به طور امکان پذیر پشتیبانی شده
viably operate
به طور امکان پذیر عمل کردن
viably funded
به طور امکان پذیر تامین مالی شده
viably exist
به طور امکان پذیر وجود داشتن
viably produce
به طور امکان پذیر تولید کردن
viably deliver
به طور امکان پذیر تحویل دادن
viably maintain
به طور امکان پذیر حفظ کردن
viably achieve
به طور امکان پذیر به دست آوردن
viably expand
به طور امکان پذیر گسترش دادن
the company can viably expand its operations into new markets.
شرکت میتواند به طور قابل اتکا عملیات خود را به بازارهای جدید گسترش دهد.
is the project viably sustainable in the long term?
آیا این پروژه در بلندمدت به طور قابل اتکا پایدار است؟
they need to determine if the business model is viably profitable.
آنها باید مشخص کنند که آیا مدل کسب و کار به طور قابل اتکا سودآور است یا خیر.
the startup hoped to viably compete with established brands.
شرکت نوپا امیدوار بود که به طور قابل اتکا با برندهای شناخته شده رقابت کند.
can we viably integrate this new technology into our system?
آیا میتوانیم این فناوری جدید را به طور قابل اتکا در سیستم خود ادغام کنیم؟
the team explored whether the plan was viably achievable within the deadline.
تیم بررسی کرد که آیا طرح میتوانست در مهلت مقرر به طور قابل اتکا قابل دستیابی باشد.
it's crucial to assess if the solution is viably cost-effective.
ارزیابی اینکه آیا راه حل به طور قابل اتکا مقرون به صرفه است یا خیر، بسیار مهم است.
the research aimed to identify viably alternative energy sources.
تحقیقات با هدف شناسایی منابع انرژی جایگزین به طور قابل اتکا انجام شد.
the new strategy allows the organization to viably adapt to change.
استراتژی جدید به سازمان اجازه میدهد تا به طور قابل اتکا با تغییرات سازگار شود.
the proposal outlined how the initiative could be viably funded.
پیشنهاد نحوه تأمین بودجه طرح را به طور قابل اتکا شرح داد.
the company sought a way to viably reduce its carbon footprint.
شرکت به دنبال راهی برای کاهش ردپای کربن خود به طور قابل اتکا بود.
viably growing
در حال رشد امکان پذیر
viably supported
به طور امکان پذیر پشتیبانی شده
viably operate
به طور امکان پذیر عمل کردن
viably funded
به طور امکان پذیر تامین مالی شده
viably exist
به طور امکان پذیر وجود داشتن
viably produce
به طور امکان پذیر تولید کردن
viably deliver
به طور امکان پذیر تحویل دادن
viably maintain
به طور امکان پذیر حفظ کردن
viably achieve
به طور امکان پذیر به دست آوردن
viably expand
به طور امکان پذیر گسترش دادن
the company can viably expand its operations into new markets.
شرکت میتواند به طور قابل اتکا عملیات خود را به بازارهای جدید گسترش دهد.
is the project viably sustainable in the long term?
آیا این پروژه در بلندمدت به طور قابل اتکا پایدار است؟
they need to determine if the business model is viably profitable.
آنها باید مشخص کنند که آیا مدل کسب و کار به طور قابل اتکا سودآور است یا خیر.
the startup hoped to viably compete with established brands.
شرکت نوپا امیدوار بود که به طور قابل اتکا با برندهای شناخته شده رقابت کند.
can we viably integrate this new technology into our system?
آیا میتوانیم این فناوری جدید را به طور قابل اتکا در سیستم خود ادغام کنیم؟
the team explored whether the plan was viably achievable within the deadline.
تیم بررسی کرد که آیا طرح میتوانست در مهلت مقرر به طور قابل اتکا قابل دستیابی باشد.
it's crucial to assess if the solution is viably cost-effective.
ارزیابی اینکه آیا راه حل به طور قابل اتکا مقرون به صرفه است یا خیر، بسیار مهم است.
the research aimed to identify viably alternative energy sources.
تحقیقات با هدف شناسایی منابع انرژی جایگزین به طور قابل اتکا انجام شد.
the new strategy allows the organization to viably adapt to change.
استراتژی جدید به سازمان اجازه میدهد تا به طور قابل اتکا با تغییرات سازگار شود.
the proposal outlined how the initiative could be viably funded.
پیشنهاد نحوه تأمین بودجه طرح را به طور قابل اتکا شرح داد.
the company sought a way to viably reduce its carbon footprint.
شرکت به دنبال راهی برای کاهش ردپای کربن خود به طور قابل اتکا بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید