vibrations

[ایالات متحده]/vaɪˈbreɪʃənz/
[بریتانیا]/vaɪˈbreɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل لرزش؛ نوسان؛ احساسات یا واکنش‌های عاطفی؛ یک نوسان تنها از یک وضعیت تعادل

عبارات و ترکیب‌ها

good vibrations

لرزش‌های خوب

high vibrations

لرزش‌های زیاد

low vibrations

لرزش‌های کم

positive vibrations

لرزش‌های مثبت

energy vibrations

لرزش‌های انرژی

sound vibrations

لرزش‌های صوتی

vibrations increase

لرزش‌ها افزایش می‌یابند

vibrations decrease

لرزش‌ها کاهش می‌یابند

vibrations resonate

لرزش‌ها طنین‌انداز می‌شوند

vibrations travel

لرزش‌ها منتشر می‌شوند

جملات نمونه

she felt the vibrations of the music through the floor.

او ارتعاشات موسیقی را از طریق کف زمین احساس کرد.

the vibrations from the earthquake were felt miles away.

ارتعاشات ناشی از زلزله در مسافت‌های دور احساس می‌شد.

he can sense the vibrations in the air before a storm.

او می‌تواند ارتعاشات را در هوا قبل از طوفان حس کند.

the vibrations of the engine were unusually loud.

ارتعاشات موتور به طور غیرمعمولی بلند بود.

she enjoys the vibrations of the bass in her favorite songs.

او از ارتعاشات بیس در آهنگ‌های مورد علاقه خود لذت می‌برد.

the vibrations of the train could be felt in the nearby building.

ارتعاشات قطار را می‌توانست در ساختمان نزدیک احساس کرد.

he adjusted the settings to minimize vibrations during the test.

او تنظیمات را برای به حداقل رساندن ارتعاشات در طول آزمایش تنظیم کرد.

vibrations can affect the accuracy of sensitive equipment.

ارتعاشات می‌تواند بر دقت تجهیزات حساس تأثیر بگذارد.

the vibrations from the dance floor energized the crowd.

ارتعاشات از کف رقص، جمعیت را پرانرژی کرد.

they installed soundproofing to reduce vibrations in the studio.

آنها عایق صدا نصب کردند تا ارتعاشات را در استودیو کاهش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید