vibrato

[ایالات متحده]/vɪ'brɑːtəʊ/
[بریتانیا]/vɪ'brɑto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (موسیقی) صدای لرزان؛ افزایش و کاهش تن.
Word Forms
جمعvibratos

عبارات و ترکیب‌ها

sing with vibrato

اجرا با ویبراتو

add vibrato

اضافه کردن ویبراتو

beautiful vibrato

ویبراتوی زیبا

vocal vibrato

ویبراتو آوازی

natural vibrato

ویبراتوی طبیعی

جملات نمونه

I forgot this is the inter-trochaic Who is to say, I just thought of a second --- Vibrato is only one second, I started thinking.

من فراموش کردم که این بین-ترواشی است چه کسی خواهد گفت، من فقط به یک ثانیه فکر کردم --- لرزش فقط یک ثانیه است، من شروع به فکر کردن کردم.

She sang with a beautiful vibrato.

او با لرزشی زیبا آواز خواند.

The violinist's vibrato added emotion to the music.

لرزش ویولن احساساتی را به موسیقی اضافه کرد.

He can control the speed of his vibrato.

او می تواند سرعت لرزش خود را کنترل کند.

The singer's vibrato is very distinctive.

لرزش خواننده بسیار متمایز است.

Her vibrato technique is flawless.

تکنیک لرزش او بی نقص است.

The guitarist uses vibrato to enhance the notes.

گیتاریست از لرزش برای افزایش نت ها استفاده می کند.

The vibrato in his voice is quite pronounced.

لرزش در صدای او کاملاً واضح است.

The opera singer has a natural vibrato in her voice.

خواننده اپرا دارای لرزش طبیعی در صدایش است.

Adding vibrato can make the music more expressive.

افزودن لرزش می تواند موسیقی را بیانگرتر کند.

The cellist's vibrato technique is admired by many.

تکنیک لرزش ویولنسل توسط بسیاری مورد تحسین قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید