wobble

[ایالات متحده]/ˈwɒbl/
[بریتانیا]/ˈwɑːbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور ناپایدار از یک طرف به طرف دیگر حرکت کردن; نوسان کردن یا به طور ناپایدار حرکت کردن
n. عمل نوسان کردن یا به طور ناپایدار حرکت کردن; ناپایداری; لرزش
vt. باعث حرکت ناپایدار شدن; باعث لرزیدن شدن; لرزاندن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwobbling
قسمت سوم فعلwobbled
جمعwobbles
زمان گذشتهwobbled
شکل سوم شخص مفردwobbles

عبارات و ترکیب‌ها

unsteady wobble

لرزش ناپایدار

slight wobble

لرزش خفیف

جملات نمونه

they wobble around on their bikes.

آنها با دوچرخه هایشان به اطراف می چرخند.

the President wobbled on Bosnia.

رئیس‌جمهور در مورد بوسنی مردد بود.

The child's voice wobbled with emotion.

صدای کودک با احساسات لرزان بود.

Don’t wobble the desk when I’m writing.

وقتی می‌نویسم میز را تکان نده.

the table wobbles where the leg is too short.

میز جایی که پا کوتاه است، می‌لرزد.

Her ample bosom wobbled as she laughed.

سینه بزرگ او هنگام خنده تکان خورد.

The effect of disk wobble and decentre on the scanning characteristic of holographic scanning disk was analyzed.

اثر لرزش و عدم تراز دیسک بر ویژگی اسکن دیسک اسکن هولوگرافیک تجزیه و تحلیل شد.

He steps up onto the chair.It wobbles queasily.

او روی صندلی می‌ایستد. آن به طرز منزجری می‌لرزد.

her voice wobbled dangerously, but she brought it under control.

صدای او به طور خطرناکی لرزید، اما او آن را کنترل کرد.

نمونه‌های واقعی

Wibble wobble, wibble wobble on the plate.

ورود و خروج، ورود و خروج روی بشقاب.

منبع: Gourmet Base

I was the only woman and I was like wobbling in there.

من تنها زنی بودم و در آنجا مثل این بودم که به لرزه افتاده‌ام.

منبع: VOA Standard English_Americas

And just before the spinning top appears to be wobbling, there's a cut to black.

و درست قبل از اینکه سرپوش گردان به نظر برسد که در حال لرزش است، صحنه به سیاهی می‌رود.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

From Brazil to Thailand, many of the other emerging economies that are now wobbling have also seen credit booms.

از برزیل تا تایلند، بسیاری از اقتصادهای نوظهوری که اکنون در حال لرزش هستند، شاهد رونق اعتبارات بوده‌اند.

منبع: The Economist - Comprehensive

And that makes the sun wobble back and forth.

و این باعث می‌شود خورشید به جلو و عقب لرزش کند.

منبع: Vox opinion

Though the Fed has described jobs growth as solid, some analysts worry that the labour market is wobbling.

اگرچه فدرال رزرو رشد اشتغال را قوی توصیف کرده است، برخی از تحلیلگران نگرانند که بازار کار در حال لرزش است.

منبع: The Economist (Summary)

Aw, who's the little weeble wobble?

اوه، اون کوچولو ویبل ووبل کیه؟

منبع: Modern Family Season 6

A huge planet will make the star wobble a lot.

یک سیاره بزرگ باعث می‌شود ستاره بسیار زیاد لرزش کند.

منبع: Vox opinion

A bicycle made of plastic wobbled and flopped when in use.

دوچرخه‌ای که از پلاستیک ساخته شده بود، هنگام استفاده به لرزه افتاد و افتاد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

Ember finally made it into the chair, but she wobbled precariously.

امبر بالاخره توانست روی صندلی بنشیند، اما به طور خطرناکی به لرزه افتاد.

منبع: Crazy Element City

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید