virtuoso

[ایالات متحده]/ˌvɜːtʃuˈəʊsəʊ/
[بریتانیا]/ˌvɜːrtʃuˈoʊsoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استاد یک هنر؛ کارشناس؛ جمع‌آورنده عتیقه‌ها
adj. آگاه در هنرها؛ متخصص
Word Forms
جمعvirtuosi

جملات نمونه

A new virtuoso has come to the fore.

یک نوازندهٔ جدید برجسته شده است.

A virtuoso is one who is expert in playing a musical instrument.

یک نوازندهٔ برجسته کسی است که در نواختن یک ساز موسیقی مهارت دارد.

He is a virtuoso pianist.

او یک پیانیست برجسته است.

She is a virtuoso in playing the violin.

او در نواختن ویولن یک نوازندهٔ برجسته است.

The virtuoso guitarist amazed the audience with his performance.

نوازندهٔ گیتار برجسته با اجرای خود مخاطبان را شگفت زده کرد.

She is considered a virtuoso in the field of photography.

او به عنوان یک نوازندهٔ برجسته در زمینه عکاسی در نظر گرفته می شود.

The young virtuoso displayed incredible talent on the cello.

نوازندهٔ جوان استعداد فوق العاده ای در نواختن ویولن سل نشان داد.

He is a virtuoso at solving complex mathematical problems.

او در حل مسائل ریاضی پیچیده یک نوازندهٔ برجسته است.

The virtuoso chef created a culinary masterpiece.

سرآشپز برجسته یک شاهکار آشپزی خلق کرد.

She is a virtuoso when it comes to playing chess.

او در بازی شطرنج یک نوازندهٔ برجسته است.

The virtuoso painter's work is highly sought after by collectors.

آثار نقاش برجسته به شدت مورد توجه جمع کنندگان آثار هنری است.

He is a virtuoso of the saxophone.

او یک نوازندهٔ برجسته ساکسیفون است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید