Fortunately for the author, he was soon oblivious of the vitriolic criticism. Sometimes the term implies lack of awareness:
خوشبختانه برای نویسنده، او به زودی از انتقادات تند و زننده بیخبر شد. گاهی اوقات این اصطلاح به معنای فقدان آگاهی است:
The politician made vitriolic remarks during the debate.
سخنان تند و گزنده سیاستمدار در طول بحث، ناراحتکننده بود.
Her vitriolic comments offended many people.
اظهارات تند و گزنده او باعث ناراحتی بسیاری از افراد شد.
The vitriolic review of the movie was harsh but fair.
نقد تند و گزنده فیلم سخت اما منصفانه بود.
He unleashed a vitriolic attack on his critics.
او حملهای تند و گزنده به منتقدان خود انجام داد.
The vitriolic tone of the argument escalated quickly.
لحن تند و گزنده بحث به سرعت تشدید شد.
The vitriolic nature of their relationship was evident to everyone.
طبع تند و گزنده رابطه آنها برای همه آشکار بود.
She responded with vitriolic sarcasm to his rude remarks.
او با طعنه و کنایه تند و گزنده به اظهارات بیادبانه او پاسخ داد.
The vitriolic letter was filled with anger and resentment.
نامه تند و گزنده پر از خشم و نفرت بود.
The vitriolic exchange between the two colleagues shocked the entire office.
تبادل تند و گزنده بین دو همکار کل دفتر را شوکه کرد.
His vitriolic outburst was unexpected and unwarranted.
خروجی ناگهانی و تند و گزنده او غیرمنتظره و غیرضروری بود.
Fortunately for the author, he was soon oblivious of the vitriolic criticism. Sometimes the term implies lack of awareness:
خوشبختانه برای نویسنده، او به زودی از انتقادات تند و زننده بیخبر شد. گاهی اوقات این اصطلاح به معنای فقدان آگاهی است:
The politician made vitriolic remarks during the debate.
سخنان تند و گزنده سیاستمدار در طول بحث، ناراحتکننده بود.
Her vitriolic comments offended many people.
اظهارات تند و گزنده او باعث ناراحتی بسیاری از افراد شد.
The vitriolic review of the movie was harsh but fair.
نقد تند و گزنده فیلم سخت اما منصفانه بود.
He unleashed a vitriolic attack on his critics.
او حملهای تند و گزنده به منتقدان خود انجام داد.
The vitriolic tone of the argument escalated quickly.
لحن تند و گزنده بحث به سرعت تشدید شد.
The vitriolic nature of their relationship was evident to everyone.
طبع تند و گزنده رابطه آنها برای همه آشکار بود.
She responded with vitriolic sarcasm to his rude remarks.
او با طعنه و کنایه تند و گزنده به اظهارات بیادبانه او پاسخ داد.
The vitriolic letter was filled with anger and resentment.
نامه تند و گزنده پر از خشم و نفرت بود.
The vitriolic exchange between the two colleagues shocked the entire office.
تبادل تند و گزنده بین دو همکار کل دفتر را شوکه کرد.
His vitriolic outburst was unexpected and unwarranted.
خروجی ناگهانی و تند و گزنده او غیرمنتظره و غیرضروری بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید