sarcastic

[ایالات متحده]/sɑːˈkæstɪk/
[بریتانیا]/sɑːrˈkæstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تمسخرآمیز، کنایه‌آمیز، تحقیرآمیز

جملات نمونه

He chopped in with a sarcastic remark.

او با یک اظهار نظر طعنه آمیز وارد شد.

She has a sarcastic tongue.

او زبانی طعنه آمیز دارد.

reacted strongly to the sarcastic tone of the memorandum.

به شدت به لحن طعنه‌آمیز یادداشت واکنش نشان دادند.

I squashed him with a sarcastic remark.

من او را با یک اظهار نظر طعنه آمیز از پا درآوردم.

is disconcerted by sarcastic remarks;

او از اظهارات طعنه آمیز ناراحت می شود;

When he came,he was silent and moody,and after a few sarcastic remarks he went away.

وقتی آمد، ساکت و مغر بود و پس از چند نکته طعنه آمیز، رفت.

a speech that was full of witticisms. Aquip is a clever, pointed, often sarcastic remark:

سخنرانی که مملو از جملات طعنه‌آمیز بود. یک نقل قول، یک اظهار نظر باهوش، دقیق و اغلب طعنه‌آمیز است:

The peacock is sarcastic to it path: "How you are enough qualificatory lord, I become king about the same still.

طاووس به مسیر آن می گوید: "چگونه شما یک لرد واجد شرایط هستید، من هنوز همانند شما پادشاه می شوم."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید