vixen

[ایالات متحده]/'vɪks(ə)n/
[بریتانیا]/'vɪksn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روباه ماده؛ موش‌خس‌خس؛ زن بدخلق؛ زن نازک‌نارنجی؛ زن بدجنس.
Word Forms
جمعvixens

عبارات و ترکیب‌ها

sly vixen

شیرزن حیله‌گر

cunning vixen

شیرزن زیرک

beautiful vixen

شیرزن زیبا

seductive vixen

شیرزن اغوا کننده

جملات نمونه

The cunning vixen outsmarted the hunters.

رازق پیروزمندانه شکارچیان را فریب داد.

She's a real vixen when it comes to negotiating.

وقتی صحبت از مذاکره می شود، او یک رازق واقعی است.

The vixen's red fur stood out against the white snow.

موهای قرمز رازق در برابر برف سفید خودنمایی می کرد.

The vixen's den was hidden deep in the forest.

لانه رازق عمیقاً در جنگل پنهان شده بود.

She had a vixen-like smile on her face.

او لبخندی شبیه به رازق روی صورتش داشت.

The vixen's eyes gleamed with mischief.

چشمان رازق با شیطنت می درخشید.

He described her as a seductive vixen.

او او را به عنوان یک رازق اغوا کننده توصیف کرد.

The vixen's graceful movements mesmerized the onlookers.

حرکات ظریف رازق تماشاگران را مسحور کرد.

She played the role of a cunning vixen in the play.

او نقش یک رازق حیله گر را در نمایش ایفا کرد.

The vixen's howl echoed through the night.

غرش رازق در طول شب طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید