shrew

[ایالات متحده]/ʃruː/
[بریتانیا]/ʃru/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن سرزنش‌کننده؛ زن عصبانی
adj. پرحرف؛ چرت‌وپرت‌گوی
Word Forms
جمعshrews

عبارات و ترکیب‌ها

tree shrew

میمون درخت

جملات نمونه

She is known for being a shrewd businesswoman.

او به خاطر اینکه یک تاجر زیرک است شناخته شده است.

He has a reputation for being a shrewd negotiator.

او به خاطر اینکه یک مذاکره کننده زیرک است شهرت دارد.

The shrewd investor made a fortune in the stock market.

سرمایه گذار زیرک توانست در بازار سهام ثروت زیادی کسب کند.

Her shrewd observation skills helped her solve the mystery.

مهارت های مشاهده زیرکانه او به او کمک کرد تا معما را حل کند.

The detective made shrewd deductions based on the evidence.

کارآگاه بر اساس مدارک، استنتاج های زیرکانه ای انجام داد.

He made a shrewd decision to invest in the new technology.

تصمیم زیرکانه او برای سرمایه گذاری در فناوری جدید، تصمیم خوبی بود.

The politician's shrewd tactics helped him win the election.

حملات زیرکانه سیاستمدار به او کمک کرد تا در انتخابات پیروز شود.

She has a shrewd eye for spotting trends in the market.

او چشم روشنی برای تشخیص روندها در بازار دارد.

The shrewd businessman always knows when to take risks.

تاجر زیرک همیشه می داند چه زمانی ریسک کند.

His shrewd analysis of the situation impressed his colleagues.

تحلیل زیرکانه او از وضعیت، همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید