vocalized

[ایالات متحده]/ˈvəʊ.kə.laɪzd/
[بریتانیا]/ˈvoʊ.kə.laɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته مشارکت از vocalize

عبارات و ترکیب‌ها

vocalized sounds

صداهای آوازی

vocalized speech

گفتار آوازی

vocalized emotions

احساسات آوازی

vocalized feedback

بازخورد آوازی

vocalized cues

نشانه‌های آوازی

vocalized expressions

عبارات آوازی

vocalized thoughts

افکار آوازی

vocalized responses

واکنش‌های آوازی

vocalized words

کلمات آوازی

vocalized phrases

عبارات آوازی

جملات نمونه

the child vocalized her feelings about the new school.

کودک احساسات خود را در مورد مدرسه جدید بیان کرد.

he vocalized his concerns during the meeting.

او نگرانی‌های خود را در طول جلسه بیان کرد.

the singer vocalized beautifully during the concert.

خواننده در طول کنسرت به زیبایی بیان کرد.

she vocalized her thoughts on the topic clearly.

او افکار خود را در مورد موضوع به وضوح بیان کرد.

the teacher encouraged students to vocalize their opinions.

معلم از دانش آموزان خواست تا نظرات خود را بیان کنند.

he vocalized his support for the initiative.

او از ابتکار حمایت خود را بیان کرد.

they vocalized their excitement about the upcoming event.

آنها هیجان خود را در مورد رویداد آینده بیان کردند.

the audience vocalized their appreciation with applause.

تماشاچیان با تشویق قدردانی خود را بیان کردند.

she vocalized her gratitude for the help she received.

او قدردانی خود را برای کمکی که دریافت کرده بود، بیان کرد.

he vocalized his dreams during the interview.

او در طول مصاحبه رویاهای خود را بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید