vocational

[ایالات متحده]/vəʊˈkeɪʃənl/
[بریتانیا]/voʊˈkeɪʃənl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک حرفه یا شغل خاص، آماده‌سازی برای یک شغل خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

vocational education

آموزش حرفه‌ای

vocational training

آموزش حرفه‌ای

vocational skills

مهارت‌های شغلی

vocational school

مدرسه فنی حرفه ای

secondary vocational school

مدرسه فنی حرفه ای ثانویه

vocational guidance

راهنمایی شغلی

vocational training council

شورای آموزش حرفه‌ای

vocational certificate

گواهی شغلی

vocational middle school

مدرسه فنی حرفه ای

vocational development

توسعه شغلی

vocational rehabilitation

توانبخشی حرفه‌ای

vocational course

دوره های فنی حرفه ای

جملات نمونه

academic, vocational, and general tracks.

مسیرهای دانشگاهی، حرفه‌ای و عمومی

a vocational clinic; a tennis clinic.

یک کلینیک حرفه آموزی؛ یک کلینیک تنیس.

they supervised prisoners in vocational activities.

آنها بر فعالیت‌های حرفه‌ای زندانیان نظارت داشتند.

vocational students learning to operate a lathe.

دانشجویان حرفه‌ای که در حال یادگیری کار با دستگاه تراش هستند.

Which vocational school does the hencoop mountain have?

کدام مدرسه فنی حرفه‌ای کوه هنکوپ دارد؟

She is currently Chairlady of the Mass Communications Training Board of the Vocational Training Council.

او در حال حاضر رئیس هیئت مدیره آموزش ارتباطات جمعی شورای آموزش حرفه ای است.

The young woman attends vocational school,where she is being trained as a computer technician.

زن جوان در یک مدرسه فنی حرفه ای شرکت می کند، جایی که به عنوان تکنسین کامپیوتر آموزش می بیند.

Studying geography of tourism is vital for teachers 'teaching and scientific research, for students mastering booklore and training vocational ability.Look back education on geography of tourism .

مطالعه جغرافیاي گردشگری برای آموزش معلمان و تحقیقات علمی، برای دانش آموزان که در حال تسلط بر دانش کتاب و آموزش مهارت های شغلی هستند، حیاتی است. به آموزش جغرافیاي گردشگری نگاه کنید.

Qian, who now attends vocational school and works part-time at a gas station, discovered his fame when he walked into a cybercafe and came face to face with himself.

چیان، که اکنون در یک مدرسه فنی حرفه ای شرکت می کند و به طور پاره وقت در یک ایستگاه سوخت کار می کند، شهرت خود را زمانی کشف کرد که وارد یک سایبر کافه شد و با خودش روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید