volunteering opportunities
فرصتهای داوطلبانه
volunteering experience
تجربه داوطلبانه
volunteering program
برنامه داوطلبانه
volunteering activities
فعالیتهای داوطلبانه
volunteering efforts
تلاشهای داوطلبانه
volunteering work
کار داوطلبانه
volunteering skills
مهارتهای داوطلبانه
volunteering community
جامعه داوطلبانه
volunteering impact
تاثیر داوطلبی
volunteering initiatives
ابتکارات داوطلبانه
volunteering can be a rewarding experience.
داوطلبی میتواند یک تجربه ارزشمند باشد.
many students enjoy volunteering during their summer break.
بسیاری از دانش آموزان از داوطلبی در تعطیلات تابستانی خود لذت می برند.
volunteering helps build a sense of community.
داوطلبی به ایجاد حس همبستگی کمک می کند.
she is passionate about volunteering for local charities.
او به داوطلبی برای سازمان های خیریه محلی علاقه مند است.
volunteering can improve your resume.
داوطلبی می تواند به بهبود رزومه شما کمک کند.
he spends every saturday volunteering at the animal shelter.
او هر شنبه داوطلبانه در پناهگاه حیوانات وقت می گذراند.
volunteering allows you to meet new people.
داوطلبی به شما این امکان را می دهد که افراد جدیدی را ملاقات کنید.
she found a sense of purpose through volunteering.
او از طریق داوطلبی یک هدف و معنا پیدا کرد.
volunteering is a great way to give back to the community.
داوطلبی راهی عالی برای بازپرداخت به جامعه است.
they organized a volunteering event to clean the park.
آنها یک رویداد داوطلبانه برای پاکسازی پارک سازماندهی کردند.
volunteering opportunities
فرصتهای داوطلبانه
volunteering experience
تجربه داوطلبانه
volunteering program
برنامه داوطلبانه
volunteering activities
فعالیتهای داوطلبانه
volunteering efforts
تلاشهای داوطلبانه
volunteering work
کار داوطلبانه
volunteering skills
مهارتهای داوطلبانه
volunteering community
جامعه داوطلبانه
volunteering impact
تاثیر داوطلبی
volunteering initiatives
ابتکارات داوطلبانه
volunteering can be a rewarding experience.
داوطلبی میتواند یک تجربه ارزشمند باشد.
many students enjoy volunteering during their summer break.
بسیاری از دانش آموزان از داوطلبی در تعطیلات تابستانی خود لذت می برند.
volunteering helps build a sense of community.
داوطلبی به ایجاد حس همبستگی کمک می کند.
she is passionate about volunteering for local charities.
او به داوطلبی برای سازمان های خیریه محلی علاقه مند است.
volunteering can improve your resume.
داوطلبی می تواند به بهبود رزومه شما کمک کند.
he spends every saturday volunteering at the animal shelter.
او هر شنبه داوطلبانه در پناهگاه حیوانات وقت می گذراند.
volunteering allows you to meet new people.
داوطلبی به شما این امکان را می دهد که افراد جدیدی را ملاقات کنید.
she found a sense of purpose through volunteering.
او از طریق داوطلبی یک هدف و معنا پیدا کرد.
volunteering is a great way to give back to the community.
داوطلبی راهی عالی برای بازپرداخت به جامعه است.
they organized a volunteering event to clean the park.
آنها یک رویداد داوطلبانه برای پاکسازی پارک سازماندهی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید