volunteering

[ایالات متحده]/ˌvɒlənˈtɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌvɑːlənˈtɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور داوطلبانه خود را برای یک خدمت یا وظیفه پیشنهاد کردن؛ به طور پیشگیرانه پیشنهاد یا اطلاع دادن؛ بدون رضایت شخص مربوطه توصیه کردن؛ به طور داوطلبانه در خدمت نظامی ثبت نام کردن

عبارات و ترکیب‌ها

volunteering opportunities

فرصت‌های داوطلبانه

volunteering experience

تجربه داوطلبانه

volunteering program

برنامه داوطلبانه

volunteering activities

فعالیت‌های داوطلبانه

volunteering efforts

تلاش‌های داوطلبانه

volunteering work

کار داوطلبانه

volunteering skills

مهارت‌های داوطلبانه

volunteering community

جامعه داوطلبانه

volunteering impact

تاثیر داوطلبی

volunteering initiatives

ابتکارات داوطلبانه

جملات نمونه

volunteering can be a rewarding experience.

داوطلبی می‌تواند یک تجربه ارزشمند باشد.

many students enjoy volunteering during their summer break.

بسیاری از دانش آموزان از داوطلبی در تعطیلات تابستانی خود لذت می برند.

volunteering helps build a sense of community.

داوطلبی به ایجاد حس همبستگی کمک می کند.

she is passionate about volunteering for local charities.

او به داوطلبی برای سازمان های خیریه محلی علاقه مند است.

volunteering can improve your resume.

داوطلبی می تواند به بهبود رزومه شما کمک کند.

he spends every saturday volunteering at the animal shelter.

او هر شنبه داوطلبانه در پناهگاه حیوانات وقت می گذراند.

volunteering allows you to meet new people.

داوطلبی به شما این امکان را می دهد که افراد جدیدی را ملاقات کنید.

she found a sense of purpose through volunteering.

او از طریق داوطلبی یک هدف و معنا پیدا کرد.

volunteering is a great way to give back to the community.

داوطلبی راهی عالی برای بازپرداخت به جامعه است.

they organized a volunteering event to clean the park.

آنها یک رویداد داوطلبانه برای پاکسازی پارک سازماندهی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید