donation

[ایالات متحده]/dəʊˈneɪʃn/
[بریتانیا]/doʊˈneɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک؛ یک هدیه، به ویژه به یک صندوق یا خیریه.
Word Forms
جمعdonations

عبارات و ترکیب‌ها

make a donation

اهدای کمک مالی

donation drive

کمپین جمع‌آوری کمک‌های مالی

donation box

جعبه اهدای کمک

donation center

مرکز اهدای کمک

blood donation

اهدای خون

charitable donation

اهدای خیریه

جملات نمونه

a donation of money to the hospital

اهدای پول به بیمارستان

donations can be put in a plain envelope.

می‌توان کمک‌های مالی را در یک پاکت ساده قرار داد.

generous donations to worthy causes.

کمک‌های سخاوتمندانه به اهداف شایسته.

They made a generous donation to charity.

آنها کمک سخاوتمندانه‌ای به خیریه کردند.

The charity is completely reliant on public donations.

خیریه کاملاً به کمک های عمومی متکی است.

please send your donation of £20 to the Disaster Appeal.

لطفاً کمک خود به مبلغ ۲۰ پوند را به درخواست کمک به فاجعه ارسال کنید.

donations to charities can be offset against tax.

می‌توان کمک‌های مالی به خیریه‌ها را در برابر مالیات جبران کرد.

one-off tax deductible donations to charity.

اهدای یکباره قابل کسر از مالیات به خیریه.

The government will match all private donations to the museum.

دولت تمام کمک‌های مالی خصوصی به موزه را تطبیق خواهد داد.

Unsuitability of organ donation from a patient with a history of melanoma?

ناپایداری اهدای عضو از بیمار با سابقه ملانوما؟

I’ll be sending them a donation in appreciation of their help.

من در ازای کمک آنها مبلغی را به آنها اهدا خواهم کرد.

these donations would be matched on a one-for-one basis with public revenues.

این کمک‌ها به نسبت یک به یک با درآمدهای عمومی مطابقت داده خواهد شد.

the acceptance of non-cash assets donation increases the expenditure spuriously;

پذیرش اهدای دارایی‌های غیرنقدی، هزینه‌ها را به طور نادرست افزایش می‌دهد.

Any help or donations will be gratefully received.

هر کمکی یا اهدایی با قدردانی دریافت خواهد شد.

If the British were as bountiful as the Americans,donations to charities would more than treble.

اگر بریتانیایی‌ها به سخاوت آمریکایی‌ها بودند، کمک‌های مالی به خیریه‌ها بیش از سه برابر می‌شد.

This article tries to discuss the legal substratum,the nature, the relevant problems and the establishment of the legal system associated with such donations.

این مقاله سعی می‌کند به بررسی بنیان قانونی، ماهیت، مشکلات مربوطه و ایجاد سیستم قانونی مرتبط با چنین کمک‌هایی بپردازد.

HKBU has established the Fung Hon Chu Endowed Chair of Humanics with a generous donation of HK$10 million from the Fung Hon Chu Foundation.

HKBU با کمک سخاوتمندانه 10 میلیون هنگ‌کنگ‌دالاری از بنیاد فونگ هون چو، صندلی اندوخته فونگ هون چو در علوم انسانی را ایجاد کرده است.

نمونه‌های واقعی

They may struggle to get campaign donations.

آنها ممکن است در به دست آوردن کمک های مالی کمپین دچار مشکل شوند.

منبع: CNN 10 Student English January 2020 Collection

Are you serious? They rejected our donation?

جدی هستید؟ آنها کمک های مالی ما را رد کردند؟

منبع: Modern Family - Season 04

If your friends are unconvincing, this year's donations might go to, say, the geology department.

اگر دوستان شما قانع کننده نبودند، کمک های مالی امسال ممکن است به عنوان مثال به بخش زمین شناسی برود.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

Giving Tuesday has also emerged to spur charitable donations.

روز اهدای نیز ظهور کرده است تا کمک های مالی خیریه را تشویق کند.

منبع: Selected English short passages

They share the donations they receive with firefighters and local charities.

آنها کمک های مالی دریافتی خود را با آتش نشانان و سازمان های خیریه محلی به اشتراک می گذارند.

منبع: CNN 10 Student English December 2021 Collection

The cost is free, because of private and public donations.

هزینه رایگان است، به دلیل کمک های مالی خصوصی و دولتی.

منبع: VOA Special February 2018 Collection

I wanted to talk to you about making a donation.

می خواستم در مورد اهدای کمک مالی با شما صحبت کنم.

منبع: Billions Season 1

The boosters will be very grateful for such a generous donation.

حمایت کنندگان از چنین اهدای سخاوتمندانه ای بسیار سپاسگزار خواهند بود.

منبع: Flipped Selected

I wanted to make a donation to the kids for school supplies.

می خواستم برای لوازم التحریر به کودکان کمک کنم.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

First, I have to drop some donations off at local food banks.

ابتدا باید برخی از کمک های مالی را در بانک های مواد غذایی محلی تحویل دهم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید