vulgarity

[ایالات متحده]/vʌl'gærɪtɪ/
[بریتانیا]/vʌl'ɡærəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌ادبی، رفتار یا زبان زشت
Word Forms

جملات نمونه

Vulgarity is a very important ingredient in life.

گستاخی یک ماده بسیار مهم در زندگی است.

longueurs and passages of meretricious vulgarity

طولانی و قسمت‌هایی از فحاشی فریبنده

They appreciated his devotion to work and freedom from vulgarity.

آنها از تعهد او به کار و دوری از زشتی قدردانی کردند.

Bach must be turning in his grave at the vulgarities of the twentieth century.

باخ باید در قبر خود به دلیل زشتی‌های قرن بیستم بچرخد.

avoid vulgarity in your speech

از به کار بردن الفاظ رکیک در صحبت‌های خود خودداری کنید

the comedian's humor often includes vulgarity

طنز کمدین اغلب شامل الفاظ رکیک است

her jokes were filled with vulgarity

جک‌های او پر از الفاظ رکیک بود

he was criticized for the vulgarity of his behavior

او به دلیل الفاظ رکیک رفتارش مورد انتقاد قرار گرفت

vulgarity is not tolerated in this establishment

در این مکان، الفاظ رکیک تحمل نمی‌شود

the movie was criticized for its vulgarity

فیلم به دلیل داشتن الفاظ رکیک مورد انتقاد قرار گرفت

the use of vulgarity in music lyrics

استفاده از الفاظ رکیک در متن آهنگ‌ها

the book was banned for its vulgarity

کتاب به دلیل داشتن الفاظ رکیک ممنوع شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید