wafer

[ایالات متحده]/'weɪfə/
[بریتانیا]/'wefɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دیسک یا بیسکویت نازک و ترد
vt. مهر و موم کردن با یک دیسک چسب خشک
Word Forms
جمعwafers

عبارات و ترکیب‌ها

chocolate wafer

کیک شکلاتی

vanilla wafer

کیک وانیلی

silicon wafer

ورق سیلیکون

semiconductor wafer

تراشه نیمه‌هادی

circuit wafer

وافر مداری

جملات نمونه

I enjoy eating chocolate wafer cookies.

من از خوردن بیسکویت‌های ویفری شکلاتی لذت می‌برم.

The wafer-thin slices of ham were delicious.

ورقه‌های نازک نان و پنیر بسیار خوشمزه بودند.

She placed a vanilla wafer on top of the ice cream.

او یک ویفر وانیلی را روی بستنی گذاشت.

The electronic device uses a wafer to function properly.

دستگاه الکترونیکی برای عملکرد صحیح از ویفر استفاده می‌کند.

The wafer was carefully placed in the machine for processing.

ویفر به دقت برای پردازش در دستگاه قرار داده شد.

The wafer production line operates efficiently.

خط تولید ویفر به طور کارآمد عمل می‌کند.

The delicate wafer broke into pieces when touched.

ویفر ظریف هنگام لمس شدن به قطعات خرد شد.

The wafer was coated with a layer of chocolate.

ویفر با لایه‌ای از شکلات پوشانده شده بود.

The wafer is a key component in semiconductor manufacturing.

ویفر یک جزء کلیدی در تولید نیمه‌هادی است.

The wafer was cut into smaller pieces for sharing.

ویفر به قطعات کوچکتر برای تقسیم کردن برش داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید