waffling

[ایالات متحده]/ˈwɒflɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɑːflɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور طولانی و بی‌معنا صحبت یا نوشتن؛ چرخیدن در موضوع؛ در گفتگوی غیررسمی شرکت کردن
adj. بی‌تصمیم؛ مبهم

عبارات و ترکیب‌ها

waffling on

در مورد به تعویق انداختن

waffling about

در مورد به تعویق انداختن

waffling back

پس گرفتن

waffling away

به تعویق انداختن

waffling around

به تعویق انداختن

stop waffling

دست از به تعویق انداختن بردار

waffling speech

سخنرانی به تعویق انداختن

waffling response

پاسخ به تعویق انداختن

waffling decision

تصمیم به تعویق انداختن

waffling leader

رهبر به تعویق انداختن

جملات نمونه

stop waffling and make a decision.

بگو و رها کن و تصمیم بگیر.

his waffling on the issue frustrated everyone.

تامل او در این موضوع باعث ناراحتی همه شد.

she tends to waffle when asked about her plans.

او معمولاً وقتی از برنامه‌هایش می‌پرسند، مردد می‌شود.

the politician is waffling on the important topics.

سیاستمدار در مورد موضوعات مهم مردد است.

quit waffling and get to the point.

بگو و رها کن و به اصل مطلب برسان.

waffling during negotiations can lead to misunderstandings.

مردد بودن در طول مذاکرات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he was waffling about whether to accept the job offer.

او مردد بود که آیا پیشنهاد شغلی را بپذیرد یا خیر.

waffling on the details can cause delays.

مردد بودن در مورد جزئیات می‌تواند باعث تأخیر شود.

she always waffled when it came to making commitments.

او همیشه وقتی صحبت از متعهد شدن می‌شد، مردد بود.

his waffling made it hard to trust his words.

مردد بودن او باعث می‌شد به سخنانش اعتماد نکنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید