waffling on
در مورد به تعویق انداختن
waffling about
در مورد به تعویق انداختن
waffling back
پس گرفتن
waffling away
به تعویق انداختن
waffling around
به تعویق انداختن
stop waffling
دست از به تعویق انداختن بردار
waffling speech
سخنرانی به تعویق انداختن
waffling response
پاسخ به تعویق انداختن
waffling decision
تصمیم به تعویق انداختن
waffling leader
رهبر به تعویق انداختن
stop waffling and make a decision.
بگو و رها کن و تصمیم بگیر.
his waffling on the issue frustrated everyone.
تامل او در این موضوع باعث ناراحتی همه شد.
she tends to waffle when asked about her plans.
او معمولاً وقتی از برنامههایش میپرسند، مردد میشود.
the politician is waffling on the important topics.
سیاستمدار در مورد موضوعات مهم مردد است.
quit waffling and get to the point.
بگو و رها کن و به اصل مطلب برسان.
waffling during negotiations can lead to misunderstandings.
مردد بودن در طول مذاکرات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was waffling about whether to accept the job offer.
او مردد بود که آیا پیشنهاد شغلی را بپذیرد یا خیر.
waffling on the details can cause delays.
مردد بودن در مورد جزئیات میتواند باعث تأخیر شود.
she always waffled when it came to making commitments.
او همیشه وقتی صحبت از متعهد شدن میشد، مردد بود.
his waffling made it hard to trust his words.
مردد بودن او باعث میشد به سخنانش اعتماد نکنیم.
waffling on
در مورد به تعویق انداختن
waffling about
در مورد به تعویق انداختن
waffling back
پس گرفتن
waffling away
به تعویق انداختن
waffling around
به تعویق انداختن
stop waffling
دست از به تعویق انداختن بردار
waffling speech
سخنرانی به تعویق انداختن
waffling response
پاسخ به تعویق انداختن
waffling decision
تصمیم به تعویق انداختن
waffling leader
رهبر به تعویق انداختن
stop waffling and make a decision.
بگو و رها کن و تصمیم بگیر.
his waffling on the issue frustrated everyone.
تامل او در این موضوع باعث ناراحتی همه شد.
she tends to waffle when asked about her plans.
او معمولاً وقتی از برنامههایش میپرسند، مردد میشود.
the politician is waffling on the important topics.
سیاستمدار در مورد موضوعات مهم مردد است.
quit waffling and get to the point.
بگو و رها کن و به اصل مطلب برسان.
waffling during negotiations can lead to misunderstandings.
مردد بودن در طول مذاکرات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he was waffling about whether to accept the job offer.
او مردد بود که آیا پیشنهاد شغلی را بپذیرد یا خیر.
waffling on the details can cause delays.
مردد بودن در مورد جزئیات میتواند باعث تأخیر شود.
she always waffled when it came to making commitments.
او همیشه وقتی صحبت از متعهد شدن میشد، مردد بود.
his waffling made it hard to trust his words.
مردد بودن او باعث میشد به سخنانش اعتماد نکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید