wakame

[ایالات متحده]/[ˈwɑːkɑːmeɪ]/
[بریتانیا]/[ˈwɑːkɑːmeɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی جلبک قابل خوردن؛ جلبک وکامه

عبارات و ترکیب‌ها

wakame seaweed

کیکوری سبزی

add wakame

اضافه کردن کیکوری

fresh wakame

کیکوری تازه

dried wakame

کیکوری خشک

wakame soup

سوپ کیکوری

with wakame

همراه با کیکوری

eating wakame

خوردن کیکوری

find wakame

یافتن کیکوری

like wakame

دوست داشتن کیکوری

buy wakame

خرید کیکوری

جملات نمونه

i added wakame to my miso soup for extra umami.

من وکامه را به گوشت میسوی خود اضافه کردم تا مزه امی‌ومی آن بیشتر شود.

wakame salad is a refreshing and healthy side dish.

سالاد وکامه یک مکمل تازه و سالم است.

she often uses dried wakame in her seaweed snacks.

او اغلب وکامه خشک را در میان‌وجات عصاره‌ای خود استفاده می‌کند.

the sushi roll contained delicious, thinly sliced wakame.

روول سوشی حاوی وکامه‌های لایه‌ای و خوشمزه بود.

rehydrating dried wakame takes about 15 minutes.

تبدیل وکامه خشک به حالت نرم حدود ۱۵ دقیقه زمان می‌برد.

wakame provides a good source of iodine and minerals.

وکامه منبع خوبی از یود و مواد معدنی است.

i love the slightly salty flavor of fresh wakame.

من عاشق مزه ملح خفیف وکامه تازه هستم.

she bought a large bag of dried wakame at the asian market.

او یک بسته بزرگ وکامه خشک را از بازار آسیایی خرید.

the wakame in the dashi broth added a wonderful depth of flavor.

وکامه در شوراب داشی عمق بسیار خوبی به مزه اضافه کرد.

we found fresh wakame at the local farmers market.

ما وکامه تازه را در بازار کشاورزان محلی پیدا کردیم.

wakame is a key ingredient in many japanese dishes.

وکامه یک ماده اصلی در بسیاری از غذاهای ژاپنی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید