kombu

[ایالات متحده]/ˈkɒmbuː/
[بریتانیا]/ˈkɑːmbu/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی جلبک خوراکی که در آشپزی ژاپنی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

kombu broth

حباب kombu

kombu salad

سالاد kombu

kombu tea

چای kombu

kombu extract

استخراج kombu

kombu flakes

تکه‌های kombu

kombu seasoning

طعم‌دهنده kombu

kombu soup

سوپ kombu

kombu wrap

پیاده‌روی kombu

kombu stock

سركه kombu

kombu noodles

نان kombu

جملات نمونه

kombu is often used in japanese cuisine.

کومبو اغلب در آشپزی ژاپنی استفاده می‌شود.

you can make dashi with kombu and bonito flakes.

شما می‌توانید با استفاده از کومبو و فلس ماهی بونیتو، داشی درست کنید.

kombu adds umami flavor to soups and stews.

کومبو طعم اومامی را به سوپ‌ها و خورش‌ها اضافه می‌کند.

many people enjoy kombu in their salads.

بسیاری از مردم از خوردن کومبو در سالاد خود لذت می‌برند.

kombu can be used to wrap fish for steaming.

می‌توان از کومبو برای بسته‌بندی ماهی برای بخارپز کردن استفاده کرد.

adding kombu to beans can help them cook faster.

اضافه کردن کومبو به لوبیا می‌تواند به پخت سریع‌تر آنها کمک کند.

kombu is rich in minerals and nutrients.

کومبو سرشار از مواد معدنی و مواد مغذی است.

some people use kombu in smoothies for added health benefits.

برخی افراد از کومبو در اسموتی‌ها برای افزایش فواید سلامتی استفاده می‌کنند.

to enhance the flavor, soak kombu in water before cooking.

برای افزایش طعم، کومبو را قبل از پختن در آب خیس کنید.

in traditional japanese meals, kombu is a staple ingredient.

در وعده‌های غذایی سنتی ژاپنی، کومبو یک ماده اصلی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید