wanings

[ایالات متحده]/[ˈweɪnɪŋz]/
[بریتانیا]/[ˈweɪnɪŋz]/

ترجمه

عبارات و ترکیب‌ها

waning moon

میانه ماه

waning influence

کاهش تأثیر

waning years

سال‌های کاهش

waning light

کاهش نور

waning strength

کاهش قدرت

waning appeal

کاهش جذابیت

waning enthusiasm

کاهش انگیزه

waning hope

کاهش امید

waning popularity

کاهش محبوبیت

waning days

روزهای کاهش

جملات نمونه

the wane of the moon signaled the end of the month.

کاهش ماه می‌نمایاند پایان ماه را.

we observed the wane of public interest in the project.

ما کاهش علاقه عمومی به پروژه را مشاهده کردیم.

despite his efforts, the wane of his popularity was evident.

هر چند تلاش‌های او بود، کاهش محبوبیت او واضح بود.

the wane of the evening brought a sense of calm.

کاهش عصر آرامشی ایجاد کرد.

she felt the wane of her energy after a long day.

او پس از یک روز طولانی احساس کاهش انرژی خود را داشت.

the wane of the empire led to political instability.

کاهش امپراتوری منجر به ناپایداری سیاسی شد.

there was a noticeable wane in the team's enthusiasm.

کاهش قابل توجهی در انگیزه تیم وجود داشت.

the wane of the season meant shorter days ahead.

کاهش فصل به معنای روزهای کوتاه‌تر در آینده بود.

he noticed the wane of support for his proposal.

او کاهش حمایت از پیشنهاد خود را متوجه شد.

the wane of the crowd indicated the concert's end.

کاهش جمعیت نشان‌دهنده پایان کنسرت بود.

the wane of the storm brought relief to the town.

کاهش باران به شهر راهیابی داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید