warbling

[ایالات متحده]/ˈwɔːblɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɔrbəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل آواز خواندن به آرامی و با صدای لرزان؛ صدایی که پرندگان هنگام آواز خواندن تولید می‌کنند
Word Forms
جمعwarblings

عبارات و ترکیب‌ها

warbling bird

پرنده آوازخوان

warbling sound

صدای آواز

warbling tune

ملودی آواز

warbling voice

صدای آواز

warbling melody

آهنگ آواز

warbling song

ترانه آواز

warbling frog

قورباغه آوازخوان

warbling lark

لقلق آوازخوان

warbling whisper

نجوا آواز

warbling echo

پژواک آواز

جملات نمونه

the birds were warbling sweetly in the morning sun.

پرندگان به طور شیرین در آفتاب صبح آواز می‌خواندند.

i love the sound of warbling streams in the forest.

من صدای جریان‌های آب در جنگل را دوست دارم.

she listened to the warbling of the nightingale.

او به آواز بلبل گوش می‌داد.

the warbling of the frogs filled the night air.

آواز قورباغه‌ها فضای شب را پر کرد.

his voice was warbling as he sang the old song.

صدای او هنگام خواندن آهنگ قدیمی به حالتی بود که آواز می‌خواند.

we sat by the warbling brook, enjoying the peaceful scenery.

ما کنار جوی آب نشسته بودیم و از مناظر آرام لذت می‌بردیم.

the warbling of the wind through the trees was soothing.

آواز باد در میان درختان آرامش‌بخش بود.

children love to imitate the warbling of different birds.

کودکان عاشق تقلید از آواز پرندگان مختلف هستند.

she found comfort in the warbling of her favorite song.

او در آواز آهنگ مورد علاقه خود آرامش یافت.

the warbling of the lark heralded the arrival of spring.

آواز بلدرچین از رسیدن بهار خبر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید