wardens

[ایالات متحده]/ˈwɔːdnz/
[بریتانیا]/ˈwɔrdənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ناظر; مدیران; بازرسان; سرپرستان

عبارات و ترکیب‌ها

park wardens

نگهبانان پارک

forest wardens

نگهبانان جنگل

wildlife wardens

نگهبانان حیات وحش

fishing wardens

نگهبانان ماهیگیری

game wardens

نگهبانان شکار

warden service

خدمات نگهبان

warden duties

وظایف نگهبان

warden patrols

گشت‌های نگهبان

warden reports

گزارش‌های نگهبان

warden training

آموزش نگهبان

جملات نمونه

the wardens ensured the safety of the park.

نگهبانان از ایمنی پارک اطمینان حاصل کردند.

wardens are responsible for enforcing the rules.

نگهبانان مسئول اجرای قوانین هستند.

the wardens conducted a thorough inspection.

نگهبانان یک بازرسی کامل انجام دادند.

wardens often work closely with local law enforcement.

نگهبانان اغلب به طور نزدیک با اجرای قانون محلی همکاری می کنند.

many wardens have backgrounds in wildlife conservation.

بسیاری از نگهبانان دارای پیشینه ای در حفاظت از حیات وحش هستند.

the wardens organized a community outreach program.

نگهبانان یک برنامه ارتباط با جامعه سازماندهی کردند.

wardens play a crucial role in environmental protection.

نگهبانان نقش مهمی در حفاظت از محیط زیست ایفا می کنند.

wardens monitor the activities in the reserve.

نگهبانان فعالیت ها را در منطقه حفاظت شده نظارت می کنند.

the wardens provided educational resources to visitors.

نگهبانان منابع آموزشی را در اختیار بازدیدکنندگان قرار دادند.

wardens often face challenges in their daily duties.

نگهبانان اغلب با چالش ها در وظایف روزانه خود روبرو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید