warmonger

[ایالات متحده]/'wɔːmʌŋgə/
[بریتانیا]/ˈwɔrˌmʌŋɡɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که جنگ را تشویق یا حمایت می‌کند
Word Forms
جمعwarmongers
صفت یا فعل حال استمراریwarmongering

جملات نمونه

We can't exclude the possibility that some warmongers will run the risk of starting a new world war.

امکان ندارد که از احتمال این که برخی از جنگ‌طلبان خطر شروع یک جنگ جهانی جدید را به جان بخرند، چشم‌پوشی کنیم.

The warmonger was eager to start a new conflict.

جنگ‌طلب مشتاق شروع یک درگیری جدید بود.

Many people see him as a warmonger due to his aggressive foreign policies.

به دلیل سیاست‌های خارجی تهاجمی‌اش، بسیاری از مردم او را جنگ‌طلب می‌بینند.

The warmonger's rhetoric is often filled with threats and aggression.

زبان جنگ‌طلب اغلب مملو از تهدید و تهاجم است.

The warmonger's actions have destabilized the region.

اقدامات جنگ‌طلب منطقه را بی‌ثبات کرده است.

The warmonger's supporters believe in using military force to solve conflicts.

طرفداران جنگ‌طلب معتقدند که برای حل اختلافات باید از زور نظامی استفاده کرد.

The warmonger's speeches incite violence and hatred among the people.

سخنرانی‌های جنگ‌طلب خشونت و نفرت را در بین مردم تحریک می‌کند.

The warmonger's warmongering tactics are dangerous and irresponsible.

تاکتیک‌های جنگ‌طلبی جنگ‌طلب خطرناک و غیرمسئولانه است.

The warmonger's warmongering only leads to more suffering and destruction.

جنگ‌طلبی جنگ‌طلب تنها منجر به رنج و ویرانی بیشتر می‌شود.

The warmonger's thirst for power drives him to seek out conflicts.

تشنگی جنگ‌طلب برای قدرت او را به دنبال منازعات سوق می‌دهد.

The warmonger's aggressive behavior alienates other nations.

رفتار تهاجمی جنگ‌طلب ملت‌های دیگر را بیگانه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید