warships

[ایالات متحده]/wɔːʃɪps/
[بریتانیا]/wɔrʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی کشتی دریایی که برای جنگ طراحی شده است

عبارات و ترکیب‌ها

naval warships

ناو جنگی

military warships

ناو جنگی نظامی

modern warships

ناو جنگی مدرن

combat warships

ناو جنگی رزمی

stealth warships

ناو جنگی پنهان

destroyer warships

ناو جنگی منهجر کننده

submarine warships

ناو جنگی زیر دریزی

cruise warships

ناو جنگی کروز

warships fleet

ناو جنگی ها

warships deployment

استقرار ناو جنگی

جملات نمونه

warships are essential for national defense.

ناوهای جنگی برای دفاع ملی ضروری هستند.

the navy deployed several warships in the region.

ناوگان چندین فروند ناو جنگی را در منطقه مستقر کرد.

warships often participate in joint exercises.

ناوهای جنگی اغلب در تمرینات مشترک شرکت می کنند.

many countries are upgrading their warships.

بسیاری از کشورها در حال ارتقاء ناوهای جنگی خود هستند.

warships are equipped with advanced technology.

ناوهای جنگی مجهز به فناوری پیشرفته هستند.

the warships sailed through the strait.

ناوهای جنگی از تنگه عبور کردند.

warships play a crucial role in maritime security.

ناوهای جنگی نقش مهمی در امنیت دریایی ایفا می کنند.

they launched a fleet of warships for the mission.

آنها یک ناوگان از ناوهای جنگی را برای انجام مأموریت راه اندازی کردند.

warships can respond quickly to threats.

ناوهای جنگی می توانند به سرعت به تهدیدها پاسخ دهند.

the warships were on high alert during the conflict.

ناوهای جنگی در طول درگیری در حالت هوشیاری بالا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید