battleships

[ایالات متحده]/ˈbætʃɪʃɪp/
[بریتانیا]/ˈbætʃɪʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناوهای جنگی، کشتی‌های جنگی بزرگ با سلاح‌های سنگین و زره که در جنگ‌های دریایی استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

sink battleships

غرق کردن ناوها

battleships and submarines

ناو ها و زیردریزی ها

naval battleships

ناوهای دریایی

historical battleships

ناوهای جنگی تاریخی

tour of battleships

تور بازدید از ناوها

model battleships

ناوهای جنگی مدل

battleship graveyard

مقبره ناوها

جملات نمونه

the battleships were deployed to secure the coastline.

ناوهای جنگی برای تأمین امنیت خط ساحلی مستقر شدند.

several battleships participated in the naval exercise.

چندین ناو جنگی در رزمایش دریایی شرکت کردند.

new battleships are being constructed to enhance naval power.

ناوهای جنگی جدید در حال ساخت هستند تا قدرت نیروی دریایی را افزایش دهند.

the battleships engaged in a fierce battle at sea.

ناوهای جنگی در یک نبرد شدید در دریا شرکت کردند.

historically, battleships played a crucial role in naval warfare.

در طول تاریخ، ناوهای جنگی نقش مهمی در جنگ‌های دریایی ایفا کرده‌اند.

the battleships' cannons could fire over long distances.

توپ‌های ناوهای جنگی می‌توانستند در فواصل طولانی شلیک کنند.

many battleships were sunk during world war ii.

بسیاری از ناوهای جنگی در طول جنگ جهانی دوم غرق شدند.

modern battleships are equipped with advanced technology.

ناوهای جنگی مدرن مجهز به فناوری پیشرفته هستند.

the admiral commanded his battleships to advance.

امیرال دستور پیشروی به ناوهای جنگی خود داد.

battleships often serve as a symbol of national strength.

ناوهای جنگی اغلب به عنوان نمادی از قدرت ملی خدمت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید