warts

[ایالات متحده]/wɔːts/
[بریتانیا]/wɔrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل زگیل؛ رشدهای کوچک و خوش‌خیم روی پوست؛ گال‌های گیاهی؛ نقص‌ها یا کاستی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

skin warts

زگیل پوستی

warts removal

خارج کردن زگیل

wart treatment

درمان زگیل

plantar warts

زگیل‌های پا

flat warts

زگیل صاف

genital warts

زگیل تناسلی

common warts

زگیل‌های رایج

wart virus

ویروس زگیل

wart removal

خارج کردن زگیل

wart-free skin

پوست بدون زگیل

جملات نمونه

he has warts on his hands.

او زگیل روی دست‌هایش دارد.

warts can be contagious.

زگیل‌ها ممکن است مسری باشند.

she is embarrassed about her warts.

او در مورد زگیل‌های خود شرمسنده است.

there are various treatments for warts.

درمان‌های مختلفی برای زگیل وجود دارد.

he used a cream to remove his warts.

او از یک کرم برای از بین بردن زگیل‌هایش استفاده کرد.

warts often appear on the feet.

زگیل‌ها اغلب روی پاها ظاهر می‌شوند.

she was advised to see a doctor about her warts.

به او توصیه شد در مورد زگیل‌هایش به پزشک مراجعه کند.

some people are more prone to warts than others.

برخی از افراد بیشتر از دیگران مستعد ابتلا به زگیل هستند.

warts can sometimes disappear on their own.

زگیل‌ها گاهی اوقات ممکن است به خودی خود از بین بروند.

he felt self-conscious about his warts.

او در مورد زگیل‌های خود احساس ناامنی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید