wastebasket

[ایالات متحده]/ˈweɪstˌbɑːskɪt/
[بریتانیا]/ˈweɪstˌbæskɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف برای کاغذ باطله؛ یک گیرنده برای زباله
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

empty wastebasket

سطل زباله خالی

full wastebasket

سطل زباله پر

wastebasket liner

کاور سطل زباله

wastebasket paper

کاغذ سطل زباله

wastebasket design

طراحی سطل زباله

wastebasket collection

جمع‌آوری سطل زباله

decorative wastebasket

سطل زباله تزئینی

wastebasket disposal

دور ریختن سطل زباله

wastebasket contents

محتویات سطل زباله

wastebasket usage

نحوه استفاده از سطل زباله

جملات نمونه

she threw the crumpled paper into the wastebasket.

او کاغذهای چروکیده را به داخل سطل زباله انداخت.

the wastebasket was overflowing with trash.

سطل زباله پر از زباله شده بود.

he searched the wastebasket for his lost notes.

او سطل زباله را به دنبال یادداشت‌های گم‌شده‌اش جستجو کرد.

make sure to empty the wastebasket regularly.

مطمئن شوید که سطل زباله را به طور منظم خالی می‌کنید.

can you pass me the wastebasket, please?

می‌توانید لطفاً سطل زباله را به من بدهید؟

she decorated her wastebasket with colorful stickers.

او سطل زباله‌اش را با برچسب‌های رنگارنگ تزئین کرد.

the wastebasket is located next to the desk.

سطل زباله در کنار میز قرار دارد.

he was too lazy to walk to the wastebasket.

او تنبلی می‌کرد که تا سطل زباله برود.

she organized the papers before placing them in the wastebasket.

او قبل از قرار دادن آن‌ها در سطل زباله، کاغذها را مرتب کرد.

don't forget to recycle items from the wastebasket.

یاد نکنید که اقلام را از سطل زباله بازیافت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید