| جمع | wastebaskets |
empty wastebasket
سطل زباله خالی
full wastebasket
سطل زباله پر
wastebasket liner
کاور سطل زباله
wastebasket paper
کاغذ سطل زباله
wastebasket design
طراحی سطل زباله
wastebasket collection
جمعآوری سطل زباله
decorative wastebasket
سطل زباله تزئینی
wastebasket disposal
دور ریختن سطل زباله
wastebasket contents
محتویات سطل زباله
wastebasket usage
نحوه استفاده از سطل زباله
she threw the crumpled paper into the wastebasket.
او کاغذهای چروکیده را به داخل سطل زباله انداخت.
the wastebasket was overflowing with trash.
سطل زباله پر از زباله شده بود.
he searched the wastebasket for his lost notes.
او سطل زباله را به دنبال یادداشتهای گمشدهاش جستجو کرد.
make sure to empty the wastebasket regularly.
مطمئن شوید که سطل زباله را به طور منظم خالی میکنید.
can you pass me the wastebasket, please?
میتوانید لطفاً سطل زباله را به من بدهید؟
she decorated her wastebasket with colorful stickers.
او سطل زبالهاش را با برچسبهای رنگارنگ تزئین کرد.
the wastebasket is located next to the desk.
سطل زباله در کنار میز قرار دارد.
he was too lazy to walk to the wastebasket.
او تنبلی میکرد که تا سطل زباله برود.
she organized the papers before placing them in the wastebasket.
او قبل از قرار دادن آنها در سطل زباله، کاغذها را مرتب کرد.
don't forget to recycle items from the wastebasket.
یاد نکنید که اقلام را از سطل زباله بازیافت کنید.
empty wastebasket
سطل زباله خالی
full wastebasket
سطل زباله پر
wastebasket liner
کاور سطل زباله
wastebasket paper
کاغذ سطل زباله
wastebasket design
طراحی سطل زباله
wastebasket collection
جمعآوری سطل زباله
decorative wastebasket
سطل زباله تزئینی
wastebasket disposal
دور ریختن سطل زباله
wastebasket contents
محتویات سطل زباله
wastebasket usage
نحوه استفاده از سطل زباله
she threw the crumpled paper into the wastebasket.
او کاغذهای چروکیده را به داخل سطل زباله انداخت.
the wastebasket was overflowing with trash.
سطل زباله پر از زباله شده بود.
he searched the wastebasket for his lost notes.
او سطل زباله را به دنبال یادداشتهای گمشدهاش جستجو کرد.
make sure to empty the wastebasket regularly.
مطمئن شوید که سطل زباله را به طور منظم خالی میکنید.
can you pass me the wastebasket, please?
میتوانید لطفاً سطل زباله را به من بدهید؟
she decorated her wastebasket with colorful stickers.
او سطل زبالهاش را با برچسبهای رنگارنگ تزئین کرد.
the wastebasket is located next to the desk.
سطل زباله در کنار میز قرار دارد.
he was too lazy to walk to the wastebasket.
او تنبلی میکرد که تا سطل زباله برود.
she organized the papers before placing them in the wastebasket.
او قبل از قرار دادن آنها در سطل زباله، کاغذها را مرتب کرد.
don't forget to recycle items from the wastebasket.
یاد نکنید که اقلام را از سطل زباله بازیافت کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید