watchers

[ایالات متحده]/ˈwɒtʃəz/
[بریتانیا]/ˈwɑːtʃərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که تماشا می‌کنند یا مشاهده می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

star watchers

تماشاگران ستارگان

nature watchers

تماشاگران طبیعت

bird watchers

تماشاگران پرندگان

cloud watchers

تماشاگران ابرها

sky watchers

تماشاگران آسمان

data watchers

تماشاگران داده‌ها

trend watchers

تماشاگران روندها

weather watchers

تماشاگران هواشناسی

film watchers

تماشاگران فیلم

game watchers

تماشاگران بازی

جملات نمونه

the watchers observed the event from a distance.

ناظران رویداد را از دور مشاهده کردند.

many watchers gathered to see the solar eclipse.

بسیاری از ناظران برای تماشای خورشید گرفتگی جمع شدند.

the watchers took notes during the presentation.

ناظران در طول ارائه یادداشت برداشتند.

some watchers expressed their opinions online.

برخی از ناظران نظرات خود را به صورت آنلاین بیان کردند.

as the watchers waited, excitement filled the air.

همانطور که ناظران منتظر بودند، هیجان در هوا موج می زد.

the wildlife watchers spotted rare birds in the park.

ناظران حیات وحش پرندگان کمیاب را در پارک شناسایی کردند.

watchers of the show eagerly anticipated the next episode.

ناظران برنامه با اشتیاق منتظر قسمت بعدی بودند.

the watchers recorded their findings in a journal.

ناظران یافته های خود را در یک دفترچه یادداشت ثبت کردند.

during the storm, the watchers remained vigilant.

در طول طوفان، ناظران هوشیار ماندند.

watchers from different countries shared their experiences.

ناظرانی از کشورهای مختلف تجربیات خود را به اشتراک گذاشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید