observing observers
مشاهدهکنندگان مشاهدهکنندگان
independent observers
مشاهدهکنندگان مستقل
trained observers
مشاهدهکنندگان آموزشدیده
external observers
مشاهدهکنندگان خارجی
keen observers
مشاهدهکنندگان تیزبین
expert observers
مشاهدهکنندگان متخصص
casual observers
مشاهدهکنندگان اتفاقی
active observers
مشاهدهکنندگان فعال
critical observers
مشاهدهکنندگان انتقادی
local observers
مشاهدهکنندگان محلی
observers noted the change in weather patterns.
ناظران تغییرات الگوهای آب و هوا را متوجه شدند.
the observers gathered to discuss their findings.
ناظران برای بحث در مورد یافته های خود گرد هم آمدند.
many observers were surprised by the outcome of the election.
بسیاری از ناظران از نتیجه انتخابات متعجب شدند.
observers reported an increase in wildlife activity.
ناظران افزایش فعالیت حیات وحش را گزارش کردند.
the conference invited international observers to participate.
کنفرانس از ناظران بین المللی دعوت کرد تا در آن شرکت کنند.
observers have a crucial role in ensuring fair play.
ناظران نقش مهمی در تضمین رعایت انصاف دارند.
observers were asked to provide feedback on the event.
از ناظران خواسته شد تا در مورد رویداد بازخورد ارائه دهند.
some observers believe the theory is flawed.
برخی از ناظران معتقدند که این نظریه ناقص است.
observers can help identify trends in the data.
ناظران می توانند به شناسایی روندها در داده ها کمک کنند.
the observers used binoculars to get a better view.
ناظران از دوربین دوچشمی برای دیدن بهتر استفاده کردند.
observing observers
مشاهدهکنندگان مشاهدهکنندگان
independent observers
مشاهدهکنندگان مستقل
trained observers
مشاهدهکنندگان آموزشدیده
external observers
مشاهدهکنندگان خارجی
keen observers
مشاهدهکنندگان تیزبین
expert observers
مشاهدهکنندگان متخصص
casual observers
مشاهدهکنندگان اتفاقی
active observers
مشاهدهکنندگان فعال
critical observers
مشاهدهکنندگان انتقادی
local observers
مشاهدهکنندگان محلی
observers noted the change in weather patterns.
ناظران تغییرات الگوهای آب و هوا را متوجه شدند.
the observers gathered to discuss their findings.
ناظران برای بحث در مورد یافته های خود گرد هم آمدند.
many observers were surprised by the outcome of the election.
بسیاری از ناظران از نتیجه انتخابات متعجب شدند.
observers reported an increase in wildlife activity.
ناظران افزایش فعالیت حیات وحش را گزارش کردند.
the conference invited international observers to participate.
کنفرانس از ناظران بین المللی دعوت کرد تا در آن شرکت کنند.
observers have a crucial role in ensuring fair play.
ناظران نقش مهمی در تضمین رعایت انصاف دارند.
observers were asked to provide feedback on the event.
از ناظران خواسته شد تا در مورد رویداد بازخورد ارائه دهند.
some observers believe the theory is flawed.
برخی از ناظران معتقدند که این نظریه ناقص است.
observers can help identify trends in the data.
ناظران می توانند به شناسایی روندها در داده ها کمک کنند.
the observers used binoculars to get a better view.
ناظران از دوربین دوچشمی برای دیدن بهتر استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید