watchfulness

[ایالات متحده]/'wɔtʃfəlnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هوشیاری، مراقبت بالا
Word Forms

جملات نمونه

It is important to maintain a level of watchfulness while walking alone at night.

حفظ سطح معینی از هوشیاری در هنگام پیاده‌روی شبانه به تنهایی مهم است.

His watchfulness prevented any accidents from happening during the event.

هوشیاری او از وقوع هرگونه حادثه در طول رویداد جلوگیری کرد.

The security guard's watchfulness helped to deter potential intruders.

هوشیاری نگهبان امنیتی به بازدارندگی متجاوزان احتمالی کمک کرد.

Parents should always keep a level of watchfulness around young children.

والدین همیشه باید سطح معینی از هوشیاری را در اطراف کودکان خردسال حفظ کنند.

The pilot's watchfulness saved the passengers from a potential disaster.

هوشیاری خلبان باعث نجات مسافران از یک فاجعه احتمالی شد.

The watchfulness of the lifeguard ensured the safety of swimmers at the pool.

هوشیاری ناجی غریق، ایمنی شناگران در استخر را تضمین کرد.

The hiker's watchfulness for signs of wildlife helped them avoid dangerous encounters.

هوشیاری کوهنورد برای نشانه‌های حیات وحش به آنها کمک کرد تا از برخوردهای خطرناک اجتناب کنند.

Maintaining a level of watchfulness is key to preventing theft in crowded places.

حفظ سطح معینی از هوشیاری برای جلوگیری از سرقت در مکان‌های شلوغ بسیار مهم است.

The police officer's watchfulness led to the successful capture of the suspect.

هوشیاری افسر پلیس منجر به دستگیری موفقیت‌آمیز مظنون شد.

Watchfulness is crucial in ensuring the security of sensitive information.

هوشیاری برای اطمینان از امنیت اطلاعات حساس بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید