watchmen

[ایالات متحده]/ˈwɒtʃ.mən/
[بریتانیا]/ˈwɑːtʃ.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگهبانان یا ناظران؛ افرادی که بر چیزی نظارت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

the watchmen

نگهبانان

watchmen movie

فیلم نگهبانان

watchmen series

سریال نگهبانان

watchmen graphic

گرافیک نگهبانان

watchmen characters

شخصیت‌های نگهبانان

watchmen storyline

داستان خطی نگهبانان

watchmen comics

کامیک‌های نگهبانان

watchmen themes

مضامین نگهبانان

watchmen universe

جهان‌بینی نگهبانان

watchmen analysis

تحلیل نگهبانان

جملات نمونه

the watchmen patrolled the area all night.

نگهبانان تمام شب منطقه را گشتند.

watchmen are essential for security in public places.

نگهبانان برای حفظ امنیت در مکان‌های عمومی ضروری هستند.

the watchmen reported suspicious activity to the police.

نگهبانان فعالیت مشکوک را به پلیس گزارش کردند.

many watchmen work in shifts to ensure coverage.

بسیاری از نگهبانان برای اطمینان از پوشش، شیفت کار می‌کنند.

watchmen often use surveillance cameras to monitor the area.

نگهبانان اغلب از دوربین‌های مدار بسته برای نظارت بر منطقه استفاده می‌کنند.

the watchmen were trained to handle emergencies.

نگهبانان برای رسیدگی به شرایط اضطراری آموزش دیده بودند.

there were two watchmen stationed at the entrance.

دو نگهبان در ورودی مستقر بودند.

watchmen must be alert and attentive at all times.

نگهبانان باید همیشه هوشیار و مراقب باشند.

some watchmen carry radios for communication.

برخی از نگهبانان برای برقراری ارتباط، رادیو حمل می‌کنند.

watchmen play a crucial role in maintaining safety.

نگهبانان نقش مهمی در حفظ ایمنی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید