water-loving

[ایالات متحده]/[ˈwɔːtəˌlʌvɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈwɔːtərˌlʌvɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دوست داشتن یا جذب به آب؛ آکواریومی؛ رشد یا زندگی در آب یا خاک مرطوب

عبارات و ترکیب‌ها

water-loving plants

گیاهان عاشق آب

water-loving creatures

موجودات عاشق آب

being water-loving

عاشق آب بودن

water-loving moss

موس عاشق آب

water-loving frog

گوزن عاشق آب

was water-loving

عاشق آب بود

water-loving fish

ماهی عاشق آب

water-loving soil

خاک عاشق آب

water-loving environment

محیط عاشق آب

water-loving bird

پرندگان عاشق آب

جملات نمونه

the water-loving plant thrived near the stream.

گیاه عاشق آب نزد رودخانه در حال رشد بود.

he was a water-loving child, always splashing in puddles.

وی یک کودک عاشق آب بود که همیشه در چشمه‌های کوچک با آب می‌ریخت.

the water-loving frog jumped into the pond.

گرگ عاشق آب به داخل تالاب پرید.

we observed water-loving insects near the riverbank.

ما حشرات عاشق آب را در نزدیکی ساحل رودخانه مشاهده کردیم.

the water-loving dog eagerly jumped into the lake.

سگ عاشق آب با شوق به دریاچه پرید.

she designed a water-loving garden with lilies and irises.

او یک گیاهان عاشق آب با گل‌های لیلیوم و ایریس طراحی کرد.

the water-loving moss covered the rocks by the waterfall.

موس عاشق آب سنگ‌ها را در نزدیکی آبشار پوشانده بود.

the water-loving bird built its nest near the shore.

پرندگان عاشق آب در نزدیکی ساحل تخم‌گذاری کردند.

he's a water-loving athlete, excelling in swimming and diving.

او یک ورزشکار عاشق آب است که در شنا و غواصی ماهر است.

the water-loving snail left a trail on the wet leaves.

سرده‌ای عاشق آب روی برگ‌های مرطوب مسیری گذاشت.

the water-loving community enjoyed swimming in the ocean.

جامعه عاشق آب لذت بردند از شنا در اقیانوس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید