waterfall

[ایالات متحده]/'wɔːtəfɔːl/
[بریتانیا]/'wɔtɚfɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آبشاری از آب که از ارتفاعی می‌ریزد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

majestic waterfall

آبشار باشکوه

roaring waterfall

آبشار خروشان

scenic waterfall

آبشار دیدنی

waterfall model

مدل آبشار

waterfall effect

اثر آبشار

جملات نمونه

the Waterfall Aviary

غرفه آبشار

The magnificent scene of the waterfall is a perfect delight to the eye.

صحنه باشکوه آبشار یک لذت کامل برای چشم است.

We saw a salmon jumping in the waterfall there.

ما یک ماهی سالمون را در حال پریدن در آن آبشار دیدیم.

The waterfall was lit up at night with pink and green floodlights.

آبشار در شب با چراغ‌های راهنمایی صورتی و سبز روشن شده بود.

The waterfall makes a sheer drop of one thousand feet.

آبشار یک سقوط آزاد یکهزار فوتی دارد.

Waterfalls are from very early times a favourite theme for the painter.

آبشارها از زمان‌های بسیار دور موضوع مورد علاقه نقاشان بوده‌اند.

She watched the magnificent waterfall cascade down the mountainside.

او به تماشه‌ی آبشار باشکوهی نشست که از دامنه کوه به پایین می‌ریخت.

Red Dragon Waterfall: Due to crustal movement, the former parallel and accumbent red terrain rose up vertically and formed red valley about 100m high.

آبشار اژدهای سرخ: به دلیل جابجایی پوسته زمین، زمین سرخ موازی و ستونی سابق به صورت عمودی بالا آمد و یک دره سرخ به ارتفاع حدود 100 متر تشکیل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید