waterholes

[ایالات متحده]//ˈwɔːtəˌhəʊlz//
[بریتانیا]//ˈwɔːtərˌhoʊlz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. pl. مکان‌هایی که آب در آن‌ها جمع می‌شود، به‌ویژه برکه‌ها یا حوضچه‌های کوچک (اغلب طبیعی)؛ منابع آب که افراد یا حیوانات می‌توانند بنوشند؛ برکه‌های کوچک و لجن‌آلود.

عبارات و ترکیب‌ها

at the waterhole

در کنار برکه

near waterholes

نزدیک برکه‌ها

around waterholes

اطراف برکه‌ها

waterhole sightings

مشاهدات برکه

waterhole photos

عکس‌های برکه

waterhole visits

بازدیدهای برکه

find waterholes

پیدا کردن برکه‌ها

protect waterholes

محافظت از برکه‌ها

waterholes drying

برکه‌هایی که در حال خشک شدن هستند

waterholes dried

برکه‌های خشک شده

جملات نمونه

elephants gathered at the waterholes during the long dry season.

فیل‌ها در طول فصل خشک طولانی در کنار آبچه‌ها جمع شدند.

rangers monitored the waterholes to track wildlife movement.

نگهبانان برای ردیابی رفت و آمد حیات وحش، آبچه‌ها را زیر نظر داشتند.

we camped near the waterholes but kept a safe distance at night.

ما در کنار آبچه‌ها کمپ داشتیم اما شب‌ها فاصله ایمن را حفظ می‌کردیم.

predators often lurk around waterholes, waiting for prey to drink.

درندگان اغلب در اطراف آبچه‌ها کمین می‌کنند و منتظر می‌مانند تا طعمه بنوشد.

the guide led us to the best waterholes for early morning sightings.

راهنما ما را به بهترین آبچه‌ها برای دیدن صبح زود راهنمایی کرد.

after the rain, the waterholes filled quickly and the plains turned green.

بعد از باران، آبچه‌ها به سرعت پر شدند و دشت‌ها سبز شدند.

during the drought, the shrinking waterholes forced animals to travel farther.

در طول خشکسالی، آبچه‌هایی که در حال کوچک شدن بودند، باعث شدند حیوانات مسافت بیشتری سفر کنند.

tourists watched quietly from a hide overlooking the waterholes.

گردشگران از یک پناهگاه مشرف به آبچه‌ها به آرامی تماشا کردند.

conservationists restored several waterholes to support local biodiversity.

محافظان محیط زیست چندین آبچه را برای حمایت از تنوع زیستی محلی بازسازی کردند.

we followed fresh tracks that led straight to the waterholes.

ما ردپای تازه را دنبال کردیم که مستقیماً به آبچه‌ها منتهی می‌شد.

in the heat of midday, herds queued at the waterholes to drink.

در گرمای ظهر، دسته‌هایی در صف آبچه‌ها برای نوشیدن منتظر بودند.

the map marked seasonal waterholes that appear only after storms.

نقشه آبچه‌های فصلی را نشان می‌داد که فقط بعد از طوفان‌ها ظاهر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید