wattage

[ایالات متحده]/'wɒtɪdʒ/
[بریتانیا]/'wɑtɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار توان الکتریکی که به وات بیان می‌شود؛ رتبه‌بندی قدرت اندازه‌گیری شده در وات، در 20 کلمه.
Word Forms
جمعwattages

جملات نمونه

The light bulb's wattage is too high for this lamp.

توان مصرفی لامپ برای این چراغ بیش از حد است.

Make sure to check the wattage before plugging in the appliance.

قبل از اتصال دستگاه، حتماً توان مصرفی را بررسی کنید.

Higher wattage bulbs will provide more light in the room.

لامپ‌هایی با توان مصرفی بالاتر، نور بیشتری در اتاق ایجاد می‌کنند.

The wattage of the microwave oven affects cooking time.

توان مصرفی مایکروویو بر زمان پخت تأثیر می‌گذارد.

It's important to match the wattage of the speaker with the amplifier.

مهم است که توان مصرفی بلندگو را با تقویت‌کننده مطابقت دهید.

This hair dryer has a wattage of 1800 watts.

این سشوار دارای توان مصرفی 1800 وات است.

The wattage of the heater determines how quickly it can warm up a room.

توان مصرفی بخاری تعیین می‌کند که چه مدت طول می‌کشد تا یک اتاق را گرم کند.

You should select a blender with a higher wattage for better blending results.

برای دستیابی به نتایج بهتر مخلوط کردن، باید مخلوط‌کن با توان مصرفی بالاتر انتخاب کنید.

The wattage of the generator will determine how many appliances it can power.

توان مصرفی ژنراتور تعیین می‌کند که چه تعداد دستگاه را می‌توان روشن کرد.

Lower wattage LED bulbs are more energy-efficient than traditional incandescent bulbs.

لامپ‌های LED با توان مصرفی کمتر نسبت به لامپ‌های رشته‌ای سنتی، انرژی کمتری مصرف می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

It's very low wattage too, so... Yeah, super cool.

همچنین توان بسیار کمی دارد، پس... بله، خیلی باحال.

منبع: Architectural Digest

Jennifer Aniston is probably the most sort of high wattage celebrity.

جنیفر آنیستون احتمالاً مشهورترین چهره با توان بالا است.

منبع: Celebrity Unboxing记

Here, we're doing what we actually call a cleaning pass, so we've dropped the wattage way down and the laser's pulsing 45,000 times per second.

اینجا، ما داریم کاری را انجام می‌دهیم که ما معمولاً به آن گذر تمیز می‌گوییم، بنابراین توان را به طور چشمگیری کاهش داده‌ایم و لیزر 45000 بار در ثانیه پالس می‌کند.

منبع: Connection Magazine

When it comes to putting on pace, some electric vehicles rely not only on a battery to deliver the necessary wattage, but also on a second source of power called a supercapacitor.

هنگامی که صحبت از افزایش سرعت به میان می‌رسد، برخی از وسایل نقلیه الکتریکی نه تنها به یک باتری برای ارائه توان لازم، بلکه به یک منبع انرژی ثانویه به نام خازن ابر هم متکی هستند.

منبع: The Economist (Summary)

The timing that I give for cooking is based on my microwave which is 1200 watts so depending upon the wattage of your microwave, your timing may vary.

زمان پخت که به شما می‌دهم بر اساس مایکروویو من است که 1200 وات است، بنابراین بسته به توان مایکروویو شما، زمان شما ممکن است متفاوت باشد.

منبع: The Art of Baking

Our first little mug cake is ready for the microwave. Now the timing for these cakes is based on my microwave which is 1200 Watts. So depending on the wattage of your microwave, your timing may vary.

اولین کیک فنجانی کوچک ما آماده است تا در مایکروویو قرار گیرد. اکنون زمان پخت این کیک‌ها بر اساس مایکروویو من است که 1200 وات است. بنابراین بسته به توان مایکروویو شما، زمان شما ممکن است متفاوت باشد.

منبع: The Art of Baking

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید