wavelike motion
حرکت موج مانند
wavelike pattern
الگوی موج مانند
wavelike behavior
رفتار موج مانند
wavelike energy
انرژی موج مانند
wavelike structure
ساختار موج مانند
wavelike form
فرم موج مانند
wavelike flow
جریان موج مانند
wavelike signals
سیگنال های موج مانند
wavelike trends
روندهای موج مانند
wavelike shapes
فرم های موج مانند
the ocean's surface appeared wavelike under the moonlight.
سطح اقیانوس در زیر نور ماه، موج مانند به نظر می رسید.
her excitement was wavelike, rising and falling with each moment.
هیجان او موج مانند بود، با هر لحظه بالا و پایین می شد.
the wavelike patterns in the sand were created by the wind.
الگوهای موج مانند در شن توسط باد ایجاد شده بودند.
he described the wavelike motion of the dancers on stage.
او از حرکت موج مانند رقصندگان روی صحنه توصیف کرد.
the sound of the music was wavelike, flowing through the air.
صدای موسیقی موج مانند بود و در هوا جریان داشت.
her thoughts were wavelike, shifting rapidly from one idea to another.
افکار او موج مانند بودند و به سرعت از یک ایده به ایده دیگر تغییر می کردند.
the artist used wavelike strokes to create a sense of movement.
هنرمند از ضربات موج مانند برای ایجاد حس حرکت استفاده کرد.
the wavelike structure of the building was visually striking.
ساختار موج مانند ساختمان از نظر بصری چشمگیر بود.
her laughter had a wavelike quality that filled the room.
خنده او کیفیتی موج مانند داشت که اتاق را پر کرد.
the wavelike flow of traffic made it difficult to cross the street.
جریان موج مانند ترافیک عبور از خیابان را دشوار می کرد.
wavelike motion
حرکت موج مانند
wavelike pattern
الگوی موج مانند
wavelike behavior
رفتار موج مانند
wavelike energy
انرژی موج مانند
wavelike structure
ساختار موج مانند
wavelike form
فرم موج مانند
wavelike flow
جریان موج مانند
wavelike signals
سیگنال های موج مانند
wavelike trends
روندهای موج مانند
wavelike shapes
فرم های موج مانند
the ocean's surface appeared wavelike under the moonlight.
سطح اقیانوس در زیر نور ماه، موج مانند به نظر می رسید.
her excitement was wavelike, rising and falling with each moment.
هیجان او موج مانند بود، با هر لحظه بالا و پایین می شد.
the wavelike patterns in the sand were created by the wind.
الگوهای موج مانند در شن توسط باد ایجاد شده بودند.
he described the wavelike motion of the dancers on stage.
او از حرکت موج مانند رقصندگان روی صحنه توصیف کرد.
the sound of the music was wavelike, flowing through the air.
صدای موسیقی موج مانند بود و در هوا جریان داشت.
her thoughts were wavelike, shifting rapidly from one idea to another.
افکار او موج مانند بودند و به سرعت از یک ایده به ایده دیگر تغییر می کردند.
the artist used wavelike strokes to create a sense of movement.
هنرمند از ضربات موج مانند برای ایجاد حس حرکت استفاده کرد.
the wavelike structure of the building was visually striking.
ساختار موج مانند ساختمان از نظر بصری چشمگیر بود.
her laughter had a wavelike quality that filled the room.
خنده او کیفیتی موج مانند داشت که اتاق را پر کرد.
the wavelike flow of traffic made it difficult to cross the street.
جریان موج مانند ترافیک عبور از خیابان را دشوار می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید